تبليغاتX
دل شیفته

سلام به تمامی دوستان گلم...

قبل از اینکه بریم سر اصل مطلب، چند تا هدیه به مناسبت ماه رمضون براتون گذاشتم که برید حالشو ببرید...

فایل ها به صورت microsoft office word  هستند....

تا بخشای بعدی وبلاگ..

بای... بای....

 

دانلود فایل ها

 

دعای ابوحمزه ثمالی

دعای افتتاح

دعای جوشن کبیر

دعای مجیر

دعای سحر

دعای یاعلی و یاعظیم + اللهم ادخل علی...

احکام ماه رمضان

کلیه اعمال رمضان در مفاتیح الجنان

مقاله : آسیب های اخلاقی

مقاله : دعا

مقاله : توبه

مقاله : شب قدر

 

 

+ نوشته شده توسط صادق در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 14:52 |

 

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ، الَّذى‏ اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على‏

خدايا اى پروردگار ماه رمضان كه در آن قرآن را فرستادى و بر

عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَارْزُقْنى‏ حَجَّ بَيْتِكَ‏

بندگان روزه را در اين ماه واجب كردى درود فرست بر محمد و آل محمد و روزيم گردان حج خانه‏

الْحَرامِ، فى‏ عامى‏ هذا وَفى‏ كُلِّ عامٍ، وَاغْفِرْ لى‏ تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ،

محترم خود كعبه را در اين سال و در هر سال و بيامرز برايم اين گناهان بزرگ را

فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُها غَيْرُكَ، يا رَحْمنُ يا عَلاَّمُ. ‏

كه براستى نيامرزد آنها را جز تو اى بخشاينده و اى بسيار دانا

 

 

ماه مبارک رمضان ماه خدا و ماه عبادت و ماه نزول قران و ليالي قدر که در اين ماه مبارک است

 بر تمامي مومنين و روزه داران مبارک باد.

 

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:48 |

روایت 1

پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است،هر كس همه اين ماه را روزه بگيرد بر خدا واجب است كه همه گناهانش را ببخشد، بقيه عمرش را تضمين كند و او را از تشنگى و عطش دردناك روز قيامت امان دهد.»

«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معناى شدت حرارت گرفته شده و به معناى سوزانيدن مى‏باشد.چون در اين ماه گناهان انسان بخشيده مى‏شود، به اين ماه مبارك رمضان گفته‏اند.

پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «انما سمى الرمضان لانه يرمض الذنوب؛ ماه رمضان به اين نام خوانده شده است، زيرا گناهان را مى‏سوزاند.»

رمضان نام يكى از ماه‏هاى قمرى و تنها ماه قمرى است كه نامش در قرآن آمده است و يكى از چهار ماهى است كه خداوند متعال جنگ را در آن حرام كرده است.(مگر جنبه دفاع داشته باشد.)

در اين ماه كتاب‏هاى آسمانى قرآن‏كريم، انجيل، تورات، صحف و زبور نازل شده است.

اين ماه در روايات اسلامى ماه خدا و ميهمانى امت پيامبر اكرم(ص) خوانده شده و خداوند متعال از بندگان خود در اين ماه در نهايت كرامت و مهربانى پذيرايى مى‏كند؛ پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است،هر كس همه اين ماه را روزه بگيرد بر خدا واجب است كه همه گناهانش را ببخشد، بقيه عمرش را تضمين كند و او را از تشنگى و عطش دردناك روز قيامت امان دهد.»

اين ماه، در ميان مسلمانان از احترام، اهميت و جايگاه ويژه‏اى برخوردار و ماه سلوك روحى آنان است و مؤمنان با مقدمه‏سازى و فراهم كردن زمينه‏هاى معنوى در ماه‏هاى رجب و شعبان هر سال خود را براى ورود به اين ماه شريف و پربركت آماده مى‏كنند، و با حلول اين ماه با شور و اشتياق و دادن اطعام و افطارى به نيازمندان، شب‏زنده‏دارى و عبادت، تلاوت قرآن، دعا، استغفار، دادن صدقه، روزه‏دارى و... روح و جان خود را از سرچشمه فيض الهى سيراب مى‏كنند.

روایت 2

ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شريف‌ترين ماه‌هاي سال است. در اين ماه درهاي آسمان و بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته مي‌شود، و عبادت در يکي از شب‌هاي آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در خطبه شعبانيه خود درباره فضيلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «اي بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوي شما روي آورده است؛ ماهي که نزد خداوند بهترين ماه‌ها است؛ روزهايش بهترين روزها، شب‌هايش بهترين شب‌ها و ساعاتش بهترين ساعات است.

بر مهماني خداوند فرا خوانده شديد و از جمله اهل کرامت قرار گرفتيد. در اين ماه، نفس‌هاي شما تسبيح، خواب شما عبادت، عمل‌هايتان مقبول و دعاهايتان مستجاب است.

پس با نيت‌اي درست و دلي پاکيزه،‌ پروردگارتان را بخوانيد تا شما را براي روزه داشتن و تلاوت قرآن توفيق دهد. بدبخت کسي است که از آمرزش خدا در اين ماه عظيم محروم گردد. با گرسنگي و تشنگي در اين ماه، به ياد گرسنگي و تشنگي قيامت باشيد.»

آن گاه پيامبر اکرم وظيفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقيران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهرباني به يتيمان و نيز عبادت و سجده هاي طولاني، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضيلت اطعام در اين ماه سخن گفت.

روزه در اسلام از اهميت زيادي بر خوردار است و در ميان عبادات تنها عبادتي است که به خداوند متعال اختصاص يافته است زيرا به لحاظ جايگاهش کمتر در معرض ريا قرار مي گيرد بر خلاف ديگر عبادات که چون در معرض ديد مردم است از ريا بر کنار نبوده و دستيابي اخلاص در آنها دشوار است. علاوه بر آن روزه يکي از ارکان پنجگانه اسلام نيز مي باشد.

در حديث قدسي از پيامبر اسلام ص نقل شده که خداوند مي فرمايد: الصوم لي و انا اجزي به- روزه براي من است و من خود پاداش آن را مي دهم.

روزه در صورتي مي تواند منشا آثار باشد که تمام آداب آن رعايت شود و گر نه چه بسا روزه داري که بهره اش از روزه ( فقط ) گرسنگي و تشنگي نيست. امام صادق ع به بعضي از آداب روزه اشاره کرده مي فرمايد: چون روزه گرفتي - گوش و چشمت ( نيز ) بايد از حرام و کار زشت روزه باشند- از ريا و آزار زير دستان بدور باشي- بايد با وقار روزه دار در تو مشاهده شود و روزهايي را که روزه هستي مانند ديگر روزهايت نباشند.

ماه رمضان مثل باران رحمتى بر فضاى زندگى ما مى‌بارد؛ آلودگيها، زياديها، زنگار گرفتگيها و كثافتهايى را كه به دست خود ما در محيط زندگى و در جان و دلمان پديد آمده است، مى‌شويد و فضا را مصفا و دلها را نورانى مى‌كند؛

... اِلاّ  وَهُوَ عَلَيْكَ سَهْلٌ يَسيرٌ اَللّهُمَّ اِنَّ عَفْوَكَ عَنْ ذَنْبى وَتَجاوُزَكَ عَنْ

... ولى در نزد تو اندك و آسان است خدايا براستى گذشت تو از گناهم و چشم پوشيت از

خَطيَّئَتى وَصَفْحَكَ عَنْ ظُلْمى وَسَِتْرَكَ عَلى قَبيحِ عَمَلى وَحِلْمَكَ ...

خطايم و ناديده گيريت از ستمم و پرده پوشيت بر كار زشتم و بردباريت ...

     فرازهاي از دعاي افتتاح

 

فضائل ماه رمضان

1. برترين ماه سال

ماه مبارك رمضان به جهت نزول قرآن كريم در آن و ويژگى‏هاى منحصرى كه دارد در ميان ماه‏هاى سال‏قمرى برترين است؛ قرآن كريم مى‏فرمايد: «ماه رمضان ماهى است كه قرآن براى هدايت انسان‏ها در آن نازل شده است.»

پيامبر گرامى(ص) درباره ماه رمضان مى‏فرمايد: «اى مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و مغفرت به شما روى آورد، ماهى كه نزد خدا از همه ماه‏ها برتر و روزهايش بر همه روزها و شب‏هايش بر همه شب‏ها و ساعاتش بر همه ساعات برتر است، ماهى است كه شما در آن به ميهمانى خدا دعوت شده و مورد لطف او قرار گرفته‏ايد، نفس‏هاى شما در آن تسبيح و خوابتان در آن عبادت، عملتان در آن مقبول و دعايتان در آن مستجاب است.... بهترين ساعاتى است كه خداوند به بندگانش نظر رحمت مى‏كند... .»

 

2. نزول كتب آسمانى در اين ماه

تمام كتب بزرگ آسمانى مانند: قرآن كريم، تورات، انجيل، زبور، صحف در اين ماه نازل شده است. حضرت امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «كل قرآن كريم در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شد، سپس در مدت بيست سال بر پيامبر اكرم(ص) و صحف ابراهيم در شب اول ماه رمضان و تورات در روز ششم ماه رمضان، انجيل در روز سيزدهم ماه رمضان و زبور در روز هيجدهم ماه رمضان نازل شد.»

 

3. توفيق روزه

در ماه رمضان خداوند متعال توفيق روزه‏دارى را به بندگانش داده است؛ «پس هر كه ماه [رمضان] را درك كرد، بايد روزه بگيرد.»

انسان افزون بر جنبه مادى و جسمى، داراى بُعد معنوى و روحى هم هست و هر كدام در رسيدن به كمال مطلوب خود، برنامه‏هاى ويژه را نياز دارند، يكى از برنامه‏ها براى تقويت و رشد بُعد معنوى، تقوا و پرهيزگارى است؛ يعنى اگر انسان بخواهد خودش را از جنبه معنوى رشد و پرورش دهد و به طهارت و كمال مطلوب برسد، بايد هواى نفس خود را مهار كند و موانع رشد را يكى پس از ديگرى بر دارد و خود را سرگرم لذت‏ها و شهوات جسمى نكند. يكى از اعمالى كه در اين راستا مؤثر و مفيد است روزه‏دارى است، قرآن كريم مى‏فرمايد: «... اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما نوشته شد، همان گونه كه بر پيشينيان از شما نوشته شده، تا پرهيزگار شويد.»

برخى از فوايد و فضائل روزه:

الف. تقويت تقوا، پرهيزگارى و اخلاص؛

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: خداوند متعال فرموده: «روزه از من است و پاداش آن را من مى‏دهم.»

حضرت فاطمه(س) مى‏فرمايد: «خداوند روزه را براى استوارى اخلاص، واجب فرمود.»

ب. مانع عذاب‏هاى دنيوى و اخروى:

امام على(ع) مى‏فرمايد: «روزه روده را باريك مى‏كند گوشت را مى‏ريزد و از گرماى سوزان دوزخ دور مى‏گرداند.»

پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «روزه سپرى در برابر آتش است.»

ج. آرامش روان و جسم:

روزه‏دارى روح و روان و قلب و دل و نيز جسم را آرامش داده و باعث سلامتى روح و تندرستى جسم مى‏شود.

پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «روزه بگيريد تا سالم بمانيد.»

باز مى‏فرمايد: «معده خانه تمام دردها و امساك [روزه [بالاترين داروهاست.»

حضرت امام باقر(ع) مى‏فرمايد: «روزه و حج آرام‏بخش دلهاست.»

حضرت على(ع) مى‏فرمايد: «خداوند بندگان مؤمن خود را به وسيله نمازها و زكات و حديث در روزه‏دارى روزه‏هاى واجب [رمضان[ براى آرام كردن اعضا و جوارح آنان، خشوع ديدگانش و فروتنى جان‏هايشان و خضوع دلهايشان حفظ مى‏كنند.»

امروزه در علم پزشكى و از نظر بهداشت و تندرستى نيز در جاى خود ثابت شده كه روزه‏دارى تأثيرهاى فراوانى بر آرامش روح و روان و سلامتى جسم و بدن دارد، دفع چربى‏هاى مزاحم، تنظيم فشار، قند خون، و... نمونه آن است.

د. مانع نفوذ شيطان:

امام على(ع) به پيامبر اكرم(ص) عرض كرد: يا رسول الله! چه چيزى شيطان را از ما دور مى‏كند؟ پيامبرگرامى(ص) فرمود: روزه چهره او را سياه مى‏كند و صدقه پشت او را مى‏شكند.»

بنابراين، روزه مانع نفوذ شيطان‏هاى جنى و انسى شده و وسوسه‏هاى آنان را خنثى مى‏كند.

ه . مساوات بين غنى و فقير:

انسان روزه‏دار در هنگام گرسنگى و تشنگى، فقرا و بينوايان را ياد مى‏كند و در نتيجه به كمك آن‏ها مى‏شتابد. حضرت امام حسن عسگرى(ع) درباره علت وجوب روزه مى‏فرمايد: «تا توانگر درد گرسنگى را بچشد و در نتيجه به نيازمند كمك كند.»

و. احياء فضائل اخلاقى

حضرت امام رضا(ع) درباره علت وجوب روزه مى‏فرمايد: «تا مردم رنج گرسنگى و تشنگى را بچشند و به نيازمندى خود در آخرت پى‏ببرند و روزه‏دار بر اثر گرسنگى و تشنگى خاشع، متواضع و فروتن، مأجور، طالب رضا و ثواب خدا و عارف و صابر باشد و بدين سبب مستحق ثواب شود،... روزه موجب خوددارى از شهوات است، نيز تا روزه در دنيا نصيحت‏گر آنان باشد و ايشان را در راه انجام تكاليفشان رام و ورزيده كند و راهنماى آنان در رسيدن به اجر باشد و به اندازه سختى، تشنگى و گرسنگى كه نيازمندان و مستمندان در دنيا مى‏چشند پى ببرند و در نتيجه، حقوقى كه خداوند در دارايى‏هايشان واجب فرموده است، به ايشان بپردازند... .»

 

4. وجود شب قدر در اين ماه

شب قدر از شب‏هايى كه برتر از هزار ماه است و فرشتگان در اين شب به اذن خدا فرود مى‏آيند و جميع مقدرات بندگان را در طول سال تعيين مى‏كنند و وجود اين شب در اين ماه مبارك نعمت و موهبتى الهى بر امت پيامبر گرامى اسلام(ص) است و مقدرات يك سال انسان‏ها (حيات، مرگ، رزق و...) براساس لياقت‏ها و زمينه‏هايى كه خود آنها به وجود آورده‏اند تعيين مى‏شود و انسان در چنين شبى با تفكر و تدبر مى‏تواند به خود آيد و اعمال يك سال خود را ارزيابى كند و با فراهم آوردن زمينه مناسب بهترين سرنوشت را براى خود رقم زند.

حضرت امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «تقدير مقدرات در شب نوزدهم و تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاء آن در شب بيست و سوم است.»

 

5. بهار قرآن

نظر به اين‏كه قرآن كريم در ماه مبارك رمضان نازل شده و تلاوت آيات آن در اين ماه فضيلت بسيارى دارد، در روايات اسلامى، از ماه رمضان به عنوان بهار قرآن ياد شده است؛ چنان‏كه حضرت امام باقر(ع) مى‏فرمايد: «هر چيزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.»

 

يك نكته!

بديهى است فضائل و ثواب‏هايى كه براى ماه مبارك رمضان و روزه‏دارى ذكر شده و به برخى از آن‏ها اشاره شد، از آنِ كسانى است كه حقيقت آن را درك كنند و به محتواى آن عمل و در گفتار و كردار به كار گيرند و به آن‏ها جامه عمل بپوشانند. چنان در روايات اسلامى براى روزه‏دارى آدابى ذكر شده و كسانى كه صرفاً تلاوت قرآن مى‏كنند، ولى به آيات و احكام آن عمل نمى‏كنند و يا آن كه از روزه‏دارى تنها رنج گرسنگى و تشنگى را مى‏كشند و بوسيله گناه، تأثير روزه را از بين مى‏برند و ماه مبارك رمضان و فضاى معنوى آن تأثيرى بر اشخاصى بر جاى نمى‏گذارد، مورد نكوهش قرار گرفته‏اند.

 

چنان‏كه پيامبر اكرم(ص) به زنى كه با زبان روزه كنيز خود را دشنام مى‏داد فرمود: چگونه روزه‏دارى و حال آن‏كه كنيزت را دشنام مى‏دهى؟! روزه فقط خوددارى از خوردن و آشاميدن نيست، بلكه خداوند آن را علاوه بر اين دو، مانع كارها و سخنان زشت كه روزه را بى‏اثر مى‏كنند قرار داده است، چه اندكند روزه‏داران و چه بسيارند كسانى كه گرسنگى مى‏كشند.»

 

حضرت امام سجاد(ع) در دعاى حلول ماه رمضان به درگاه خداوند عرض مى‏كند: به وسيله روزه اين ماه ياريمان ده تا اندام‏هاى خود را از معاصى تو نگه داريم و آن‏ها را به كارهايى گيريم كه خشنودى تو را فراهم آورد، تا با گوش‏هايمان سخنان بيهوده نشنويم و با چشمانمان به لهو و لعب نشتابيم و تا دستمانمان را به سوى حرام نگشاييم و با پاهايمان به سوى آن‏چه منع شده ره نسپاريم و تا شكمهايمان جز آن‏چه را تو حلال كرده‏اى در خود جاى ندهد و زبان‏هايمان جز به آن‏چه تو خبر داده‏اى و بيان فرموده‏اى گويا نشود... .»

 

بنابراين، در ماه مبارك بايد تمام اعضا و جوارح را از حرام دور نگه داشت و با اخلاص، توكل و توسل از اهل‏بيت(ع) و عمل به دستورها و احكام قرآن كريم و دورى از گناهان، انجام توبه نصوح و واقعى، عبادت، شب‏زنده‏دارى، درك فضيلت شب قدر و... فضيلت ماه مبارك رمضان را درك كرد و از آن در راستاى رسيدن به كمال حركت كرد و بايد در اين ماه به گونه‏اى خودسازى كرد كه با اتمام ماه مبارك تأثير و فوايد آن در روح و جان افراد باقى باشد و اثر آن تا ماه رمضان سال بعد ماندگار باشد.

 

اهميت ماه رمضان

امام باقرعليه السلام روايت فرموده كه پيغمبر اكرم(ص) در جمعه آخر ماه شعبان پس از ستايش و ثناي خداوند فرمود: اي مردم ماهي بر شما سايه افكنده است كه در آن ماه شبي است كه از هزار ماه نيكوتر است، و آن ماه رمضان است، پروردگار روزه اين ماه را واجب فرمود و عبادت و بپاداشتن نماز را در يك شب اين ماه برابر با عبادت هفتاد شب ماههاي ديگر قرار داده است، آن كسي كه در اين ماه كردار نيكي از امور مندوب و مستحب بجاي آورد، آفريدگار پاداش واجبي را به وي عطاء مي فرمايد...

و هر كس كه واجبي از واجبات الهي را در اين ماه تأديه كند پاداش اداء هفتاد فريضه در ماههاي دگر بدو عنايت مي گردد، اين ماه، ماه شكيبايي است و پاداش شكيبايي بهشت است اين ماه، ماه مواسات و برابري است و ماهي است كه خداوند بر روزي افراد با ايمان مي افزايد، آنكس كه در اين ماه مؤمن روزه داري را افطار دهد براي وي پاداش آزاد كردن بنده اي در دربار كبريائي پروردگار منظور مي شود و گناهان گذشته اش مورد آمرزش قرار مي گيرد. عرض شد يا رسول الله عموم ما مسلمين توانايي نداريم كه ضيافت افطاري تشكيل دهيم، حضرت فرمود: خداوند تبارك و تعالي كريم است، همين ثواب را به آن كس كه به يك جرعه شير.

يا آب گوارا يا چند دانه خرما روزه داري را افطار دهد، عطاء ميفرمايد، آنكس كه وظايف خدمتگزاران خود را در اين ماه سبك سازد خداوند در مورد محاسبه وي در قيامت بر او آسان مي گيرد ، اين ماهي كه اولش رحمت و ميانه اش آمرزش و انتهايش استجابت دعا و آزادي از آتش است، در اين ماه شما از چهار خصلت بي نياز نيستيد كه به سبب دوخصلت آن خداوند خشنود مي شود، و آن گواهي دادن به يكتايي خدا و پيامبري من است، و دو خصلت ديگر كه در تمام عمر ناچار به آن متصف باشيد، يكي خواستار شدن حوائج از خداوند به ضميمه عافيت است و ديگر پناهنده شدن به وي از آتش دوزخ.

 

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:47 |

مبارك باد آمد ماه روزه مبارك باد آمد ماه روزه رهت‏خوش باد اى همراه روزه شدم بر بام تا مه را ببينم كه بودم من به جان دلخواه روزه نظر كردم كلاه از سر بيفتاد سرم را مست كرد آن ماه روزه مسلمانان سرم مست است از آن روز زهى اقبال و بخت و جاه روزه بجز اين ماه ماهى هست پنهان نهان چون ترك در خرگاه روزه بدان مه ره برد آن كس كه آيد در اين مه خوش به خرمنگاه روزه رخ چون اطلسش گر زرد گردد بپوشد خلعت از ديباى روزه دعاها اندرين مه مستجابست فلك‏ها را بدرد آه روزه چو يوسف ملك مصر عشق گيرد كسى كو صبر كرد در چاه روزه سحورى كم زن اى نطق و خمش شو ز روزه خود شوند آگاه روزه بيا اى شمس دين و فخر تبريزتو اى سر لشكر اسپاه روزه .

ماه مبارک رمضان هم فرارسيد . کمي دقت کنيم متوجه مي شويم که ايام چه با سرعت از پي هم مي آيند و آنچه ممکن است مورد غفلت قرارگيرد همين گذشت ايام است. آرام آرام به سالهايي نزديک مي شويم که ماه مبارک در تابستان خواهدبود .چيزي نمانده است و براي خود من تجربه دوران نوجواني و جواني با ماه مبارک تکرار خواهد شد. اميدوارم اگر عمري بود خداوند متعال توفيقي دهد تا بتوانم شکر نعمتهايش بجا آورم. اينک اين ماه پيش روي ماست با همه صفا و روحانيتش ، اميد که خداوند توفيق استفاده کامل دهد....

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است. می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.

 

درباره ماه رمضان

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.

رمضان از اسماء الله است

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل.

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏»  شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.

و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.

در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد: آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد

اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

 

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:47 |

در حديثي طويل، حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) از پيامبر خدا (صلي الله عليه وآله) چنين نقل مي فرمايد كه پيامبر(صلي الله عليه وآله) فرمودند:

هيچ مؤمني نيست كه ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگيرد، مگر آنكه خداي تبارك و تعالي هفت خصلت را براي او واجب و لازم گرداند:

 1- هر چه حرام در پيكرش باشد محو و ذوب گرداند.

 2- به رحمت خداي عز و جل نزديك مي شود.

 3- (با روزه خويش) خطاي پدرش حضرت آدم را مي پوشاند.

 4- خداوند لحظات جان كندن را بر وي آسان گرداند.

 5- از گرسنگي و تشنگي روز قيامت در امان خواهد بود.

 6- خداي عز و جل از خوراكي هاي لذيد بهشتي او را نصيب دهد.

 7- خداي عز و جل برائت و بيزاري از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد. ( پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالِم يهودي بود) كه عرض كرد راست گفتي اي محمد.

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:45 |

بزرگترين درس ماه رمضان، خودسازى است. اوّلين و مهمترين قدمِ خودسازى هم اين است كه انسان به خود و به اخلاق و رفتار خود با نظر انتقادى نگاه كند؛ عيوب خود را با روشنى و دقّت ببيند و سعى در برطرف كردن آنها داشته باشد. اين از عهده‌ى خود ما برمى‌آيد و اين تكليفى بر دوش ماست.

بيانات در خطبه‌هاى نماز عيد سعيد فطر 25/09/1380

   

قرآن را بخوانيم براى فهميدن و تدبّر و عمل كردن به آن؛ هم عمل در محدوده‌ى كشور دل و مملكت وجود شخصى خودمان، هم عمل در محيط عظيم جامعه. اسلام به مسلمان فكر مى‌دهد؛ راه ارائه مى‌دهد؛ او را بيدار و مقتدر و قوى مى‌كند؛ به او قوّت قلب مى‌بخشد. اينها بركات قرآن است؛ قرآن را براى اين بخوانيد. البته مقدّمه‌ى آن خواندن قرآن و اُنس گرفتن با آن و فهميدن معانى قرآن است. من به شما جوانان عزيز توصيه مى‌كنم خودتان را با معانى آيات كريمه‌ى قرآن مأنوس و آشنا كنيد. آنهايى كه زبانشان زبان قرآن نيست، در اين زمينه بايد تلاش بيشترى كنند و اول با قرآن مأنوس و آشنا شوند، بعد روى مفاهيم قرآنى فكر و تدبّر كنند؛ آنها را دريافت نمايند.

بيانات در مراسم اختتاميه‌ى بيستمين دوره‌ى مسابقات بين‌المللى حفظ و قرائت قرآن كريم 06/07/1382

      

حديثى از نبىّ مكرّم اسلام ديدم كه ايشان فرموده‌اند: «ان‌اللَّه تعالى يغفر للمذنبين الّا من لا يريد أن يغفر له».يك روز، پيامبر به اصحابش اين‌طور فرمود كه خداى متعال گناهكاران را مى‌آمرزد؛ مگر آن كسى را كه خواسته نيامرزد. بعد اصحاب سؤال مى‌كردند: «قالوا يا رسول‌اللَّه من الذى يريد ان لايغفرله»؛ آن كسى كه خداى متعال مى‌خواهد او را نيامرزد، كيست؟ «قال من لايستغفر»؛ آن كسى كه استغفار نمى‌كند. پس، استغفار كليد درِ توبه و مغفرت است. با استغفار، مى‌شود آمرزش الهى را به دست آورد. استغفار، اين قدر اهميت دارد. استغفار، يعنى طلب مغفرت از خدا.

 بيانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 28/10/1375

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:45 |

روزه از نظر قرآن

سوره بقره، آيات 185-183

بسم الله الرحمن الرحيم

يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.(183)

اياما معدودات فمن كان منكم مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين فمن تطوع خيرا فهو خير له و ان تصوموا خير لكم ان كنتم تعلمون.(184)

 شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه و من كان مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر و لتكملوا العدة و لتكبروا الله على ما هديكم و لعلكم تشكرون.(185)

ترجمه آيات

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شايد با تقوا شويد(183).

و اين روزهائى چند است پس هر كس از شما مريض و يا مسافر باشد بايد ايامى ديگر بجاى آن بگيريد و اما كسانى كه به هيچ وجه نمى‏توانند روزه بگيرند عوض روزه براى هر روز يك مسكين طعام دهند و اگر كسى عمل خيرى را داوطلبانه انجام دهد برايش بهتر است و اينكه روزه بگيريد برايتان خير است اگر بناى عمل كردن داريد(184).

و آن ايام كوتاه ماه رمضان است كه قرآن در آن نازل شده تا هدايت مردم و بياناتى از هدايت و جدا سازنده حق از باطل باشد پس هر كس اين ماه را درك كرد بايد روزه‏اش بگيرد و هر كس مريض و يا مسافر باشد بجاى آن چند روزى از ماههاى ديگر بگيرد خدا براى شما آسانى و سهولت را خواسته و دشوارى نخواسته و منظور اينست كه عده سى روزه ماه را تكميل كرده باشيد و خدا را در برابر اينكه هدايتتان كرد تكبير گفته و شايد شكرگزارى كرده باشيد(185).

 

روزه از نظر قرآن

سوره بقره، آيات 185-183

بسم الله الرحمن الرحيم

يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.(183)

اياما معدودات فمن كان منكم مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين فمن تطوع خيرا فهو خير له و ان تصوموا خير لكم ان كنتم تعلمون.(184)

 شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه و من كان مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر و لتكملوا العدة و لتكبروا الله على ما هديكم و لعلكم تشكرون.(185)

ترجمه آيات

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شايد با تقوا شويد(183).

و اين روزهائى چند است پس هر كس از شما مريض و يا مسافر باشد بايد ايامى ديگر بجاى آن بگيريد و اما كسانى كه به هيچ وجه نمى‏توانند روزه بگيرند عوض روزه براى هر روز يك مسكين طعام دهند و اگر كسى عمل خيرى را داوطلبانه انجام دهد برايش بهتر است و اينكه روزه بگيريد برايتان خير است اگر بناى عمل كردن داريد(184).

و آن ايام كوتاه ماه رمضان است كه قرآن در آن نازل شده تا هدايت مردم و بياناتى از هدايت و جدا سازنده حق از باطل باشد پس هر كس اين ماه را درك كرد بايد روزه‏اش بگيرد و هر كس مريض و يا مسافر باشد بجاى آن چند روزى از ماههاى ديگر بگيرد خدا براى شما آسانى و سهولت را خواسته و دشوارى نخواسته و منظور اينست كه عده سى روزه ماه را تكميل كرده باشيد و خدا را در برابر اينكه هدايتتان كرد تكبير گفته و شايد شكرگزارى كرده باشيد(185).

 

فلسفه و حكمت روزه از منظر اهل بيت عليهم السلام

روزه از ابعاد مادي و معنوي ، جسمي و روحي داراي فوايد فراواني است. روزه در سلامت معده و پاكسازي آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيماري ها مي باشد ، اثرات فوق العاده اي دارد. روزه هم جسم و هم روح را پالايش مي كند . اگر در روزه داري به تمامي جهات توجه داشته باشيم در پايان ايام روزه داري ، روح و جسمي تزكيه شده خواهيم داشت.

پيامبر اكرم (ص) و روزه

پيامبر خدا (ص) فرمود : المعدة بيت كل داء ، والحمئة رأس كل دواء .

معده مركز و خانه هر دردي است و پرهيز و اجتناب ( از غذاهاي نامناسب و زياد خوردن ) اساس و رأس هر داروي شفا بخش است.

و نيز ايشان در جايي ديگر مي فرمايد : صوموا تصحوا ، و سافروا تستغنوا.

روزه بگيريد تا صحتو سلامتي خويش را تضمين كنيد و سفر نماييد تا مالدار شويد ، زيرا مسافرت و حمل كالاي تجارتي از شهري به شهري يا از كشوري به كشور ديگر ، باعث رفع نيازمندي هاي جامعه و عمران كشورها مي گردد.

حضرت رسول در روايت ديگري مي فرمايد : لكل شيء زكاة و زكاة الابدان الصيام .

براي هر چيزي زكاتي است و زكات بدنها روزه است.

حضرت علي (ع) و روزه

امام در قسمتي از يكي از خطبه ها مي فرمايد : و مجاهدة الصيام في الايام المفروضات ، تسكينا لاطرافهم و تخشيعا لابصارهم ، و تذليلا لنفوسهم و تخفيفا لقلوبهم ، و اذهابا للخيلاء عنهم و لما في ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصيام تذللا.

با روزه گرفتنهاي دشوار ، در روزهايي كه واجب است ، اندامهايشان با اين كار آرام مي گيرد و ديده هايشان خاشع و جانهايشان خوار مي گردد و دلهايشان سبك مي شود و خودبيني از ايشان به وسيله اين عبادتها زدوده مي گردد. و با گزاردن چهره هاي شاداب با تواضع بر خاك و با نهادن مواضع سجده بر زمين خود را در مقابل خدا خرد مي نمايند و اينكه با روزه داري شكمها به پشت مي رسند.

 

1- روزه براي آزمايش اخلاص

حضرت علي (ع) در جاي ديگري مي فرمايد: والصيام ابتلاء لاخلاص الخلق .

روزه براي آزمايش نمودن اخلاص مردم است.

يكي از دلايل وجوب روزه براي مردم ، آزمايش اخلاص مردم است . چرا كه روزه در ايجاد اخلاص عمل بسيار مؤثر است.

2- روزه سپر در مقابل عذاب الهي

حضرت در قسمتي ديگر از نهج البلاغه مي فرمايد : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب.

در اين بحث امام يكي از دلايل وجوب روزه ماه رمضان را ، سپر و مانع در مقابل عقاب الهي دانسته اند. يعني روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است.

علت روزه از زبان امام صادق(ع)

امام صادق عليه السلام مي فرمايد:

خداوند روزه را بدين جهت واجب كرد كه بين غني و فقير تساوي برقرار شود، چون غني و بي نياز گرسنگي را نمي فهمد تا بر فقير رحم كند، چون غني هر چه بخواهد برآن قدرت دارد و لذا خداوند متعال خواست تا بين خلقش تساوي برقرار كند و اثر و درد گرسنگي را به شخص غني بچشاند تا بر ضعيف رقت كند و بر گرسنه رحم نمايد. و چه نيكو توجه خداوند متعال به بندگانش از اين حديث ظاهر مي شود كه حتي روزه را براي اين واجب فرموده كه قدرتمندان به فكر بيفتند و ضعفا از محروميت به در آيند و اين بالاترين وظيفه براي اشخاص قدرتمند است كه فكر ضعفا و محرومين جامعه باشند.

همه اشخاص نمي توانند قدرتمند باشند و طبيعي است كه در هر اجتماعي عده اي داراي قدرت و ديگران فاقد آن هستند، بر قدرتمندان است كه به حال ديگران هم بينديشند و در فكر رفع محروميت ها و جبران ضعف هاي آنان نيز باشند.

امام رضا (ع) و روزه

وقتي از حضرت درباره فلسفه روزه مي پرسند ، مي فرمايد : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواريهاي گرسنگي و تشنگي را دريابند و آنگاه استدلال كنند بر سختيهاي گرسنگي و تشنگي و فقر آخرت كه پيامبر اكرم (ص) در خطبه شعبانيه فرمود : واذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشة . به وسيله گرسنگي و تشنگي از روزه داريتان ، گرسنگيها و تشنگيهاي روز قيامت را به ياد آوريد ، كه اين يادآوري انسان را به فكر تدارك براي قيامت مي اندازد تا جد و جهد بيشتري در كسب رضاي خدا بنمايد .

امام رضا (ع) در جايي ديگر درباره فلسفه روزه اين چنين مي فرمايد : علت روزه براي درك درد گرسنگي و تشنگي است تا بنده ، ذليل ، متضرع و صابر باشد . همچنين در روزه انكسار و شكستگي شهوات وجود دارد .

آري روزه از افضل طاعات است . شريعت و احكام الهي تعديل شهوات و در دست گرفتن مهار آنها ، را توسط روزه ميسر ساخته و براي تزكيه و طهارت نفس و تصفيه از اخلاقيات رذيله آن را واجب نموده است . البته مقصود از روزه داري تنها امساك از خوردن و آشاميدن نيست بلكه غرض نهايي كف نفس مي باشد . همانطور كه رسول گرامي اسلام( ص ) فرمودند : روزه براي هر فرد سپري است ؛ چرا كه روزه دار ، سخن زشت نگويد و كارهاي بيهوده انجام ندهد.

پس روزه انسان را از انحرافات و لغزشها و از دشمناني بزرگ چون شيطان نفس ، رهايي مي دهد .

و اگر روزه دار، به چنين مراتبي نرسد ، فقط گرسنگي و تشنگي را درك نموده و اين پايين ترين درجه روزه داري مي باشد .

 

 

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:45 |

1-پايه‏هاى اسلام

قال الباقر عليه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.

امام باقر عليه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1

 

2-فلسفه روزه

قال الصادق عليه السلام:

انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.

امام صادق عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.

من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1

 

3-روزه آزمون اخلاص

قال اميرالمومنين عليه السلام:

فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.

نهج البلاغه، حكمت 252

 

4-روزه ياد آور قيامت

قال الرضا عليه السلام:

انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا عليه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.

وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10

 

5-روزه زكات بدن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3

 

6-روزه سپر آتش

قال رسول الله صلى الله عليه و آله:

الصوم جنة من النار.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود

الكافى، ج 4 ص 162

 

7-اهميت روزه

الصوم فى الحر جهاد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج 96، ص 257

 

8-روزه نفس

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام.

اميرالمومنان على عليه السلام فرمود:

روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزه‏هاست.

غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64

 

9-روزه واقعى

قال اميرالمومنين عليه السلام

الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند.

بحار ج 93 ص 249

 

10-برترين روزه

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80

 

11-روزه چشم و گوش

قال الصادق عليه السلام

اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.

امام صادق عليه السلام فرمود:

آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند

الكافى ج 4 ص 87، ح 1

 

12-روزه اعضا و جوارح

عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها

ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

حضرت زهرا عليها السلام فرمود:

روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295

 

13-روزه ناقص

قال الباقر عليه السلام

لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر.

امام باقر عليه السلام فرمود:

روزه اين افراد كامل نيست:

1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

3 - زنى كه اطاعت‏شوهر نكرده تا اينكه توبه كند.

4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.

بحار الانوار ج 93، ص 295.

 

14-روزه بى ارزش

قال اميرالمومنين عليه السلام

كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء.

امام على عليه السلام فرمود:

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

نهج البلاغه، حكمت 145

 

15-روزه و صبر

عن الصادق عليه السلام فى قول الله عزوجل

«واستعينوا بالصبر و الصلوة‏»

قال: الصبر الصوم.

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3

 

16-روزه و صدقه

قال الصادق عليه السلام

صدقه درهم افضل من صيام يوم.

امام صادق عليه السلام فرمود

يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 218، ح 6

 

17-پاداش روزه

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى

الصوم لى و انا اجزى به

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.

وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30

 

18-جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

بحار الانوار ج 93 ص 331

 

19-خوشا بحال روزه داران

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت‏سير مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح‏2.

 

20-مژده به روزه‏داران

قال الصادق عليه السلام

من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247

 

21-شادى روزه دار

قال الصادق عليه السلام

للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه

امام صادق عليه السلام فرمود:

براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:

1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)

وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.

 

22-بهشت و باب روزه‏دارن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى بهشت درى است‏بنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح‏31.

معانى الاخبار ص 116

 

23-دعاى روزه‏داران

قال الكاظم (عليه السلام)

دعوة الصائم تستجاب عند افطاره

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.

 

24-بهار مومنان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى‏گيرد.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3.

 

25-روزه مستحبى

قال الصادق (عليه السلام)

من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صيام ثلاثة ايام من كل شهر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كار نيكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33

 

26-روزه ماه رجب

قال الكاظم (عليه السلام)

رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند.

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2

وسائل الشيعه ج 7 ص 350 ح 3

 

27-روزه ماه شعبان

من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند.

وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22

 

28-افطارى دادن(1)

قال الصادق (عليه السلام)

من فطر صائما فله مثل اجره

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 1

 

29-افطارى دادن (2)

قال الكاظم (عليه السلام)

فطرك اخاك الصائم خير من صيامك.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 2

 

30-روزه خوارى

قال الصادق (عليه السلام)

من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه

امام صادق (عليه السلام)فرمود:

هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى‏شود

وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9

 

31-رمضان ماه خدا

قال اميرالمومنين

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

امام على (عليه السلام) فرمود:

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23.

 

32-رمضان ماه رحمت

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

بحار الانوار، ج 93، ص 342

 

33-فضيلت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.

بحار الانوار، ج 93، ص 344

 

34-اهميت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

بحار الانوار، ج 93، ص 346

 

35-قرآن و ماه رمضان

قال الرضا (عليه السلام)

من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور.

امام رضا (عليه السلام) فرمود:

هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.

بحار الانوار ج 93، ص 346

 

36-شب سرنوشت‏ساز

قال الصادق (عليه السلام)

راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8

 

37-برترى شب قدر

قيل لابى عبد الله (عليه السلام)

كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر.

از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2

 

38-تقدير اعمال

قال الصادق (عليه السلام)

التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست‏سوم.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 259

 

39-احياء شب قدر

عن فضيل بن يسار قال:

كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى.

فضيل بن يسار گويد:

امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيست‏سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مى‏رسيد نماز صبح را مى‏خواند.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4

 

40-زكات فطره

قال الصادق (عليه السلام)

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.

وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:44 |

مقدمه

واژه فرهنگ در لغت نامه ها چنين تعريف مي شود :علم و دانش ، مجموعه آداب و رسوم . مجموعه آداب و رسوم يك ملت و يا يك قوم از سرچشمه هاي گوناگوني نظير باورهاي ملي و يا ديني آن ملت منشا مي گيرد و گاه اعتقادات ديني در طول زمان با باورهاي ملي آن ملت در هم آميخته و پيوند ناگسستني با آن ايجاد مي كند. اين آداب و رسوم گاه چنان در هم تنيده و آميخته مي شوند كه بازشناختن اصل و منشا اوليه آن دشوار است . در اين مطلب سعي برآن است كه تصويري از ماه مبارك رمضان در باورها و فرعنگ عامه مردم ارائه شود .اين فريضه الهي كه در نزد هر مسلماني ارزشمند و واجب الاجراست با پاره اي از آداب و رسوم و يا باورها و خرده فرهنگ ها همراه شده و در هر استان و شهري چهره ي ويژه بدان بخشيده است . در كشور ما همه مسلمين ماه مبارك رمضان را روزه مي دارند  ولي در جاي جاي كشورمان روزه و ماه رمضان با آدابي همراه است كه ممكن است آن مراسم خاص را در جاي ديگر نتوان يافت . اين آداب را مي توان در نحوه  استقبال از اين ماه عزيز ، نحوه برپايي آن ، آداب سحر و افطار ، اطعام دادن ، عبادات و مناجات مخصوص اين ماه جستجو كرد.

 خوش آمد ماه رحمت

مردم بسياري از نقاط كشورمان چنان به استقبال ماه رمضان مي روند كه گويي ميهمان عزيزي را استقبال      مي كنند ،و يا به انتظار بهترين و عزيزترين يار خويش اند. در زير پاره اي از اين آداب را نقل مي كنيم :

سفيد کردن ديوار خانه ها

در اغلب روستاها و شهرستان ها ديوار خانه ها کاهگلي يا گچي است. ديوارها را براي ماه رمضان کاهگل تازه مي مالند يا با گچ و خاک مخصوصي سفيد مي کنند. در اصطهبانات فارس آنهايي که ديوارخانه شان گچي است به وسيله پارچه اي که بر سر چوب بلندي مي بندند گرد و خاک ديوارها را مي گيرند. ديوارهاي کاهگلي را هم کاهگل مي مالند تا دوده و رنگ تيره ديوار از بين برود.

در روستاي شوقان جاجرم بجنورد ديوارها را با خاک مخصوصي که از تپه اي در يک فرسخي شوقان مي آورند سفيد مي کنند.

در روستاي فرنق خمين ديوارهاي خانه و اتاق ها به سبب وجود تنورهاي زميني سياه و پوشيده از دوده مي شود، مخصوصاً خانه هاي زمستاني، اهالي فرنق، سالي دو مرتبه خانه را سفيد مي کنند يک مرتبه براي عيد نوروز و يک مرتبه براي ماه رمضان. در فرنق هم براي سفيد کردن ديوار خانه هاي دوده گرفته از نوعي گل معدني که نزديک فرنق است و به گل سفيد معروف است استفاده مي کنند.

در فرنق، فرش و گليم و جاجيم و لحاف ها را هم براي ماه رمضان مي تکانند. پنبه و پشم متکا و لحاف را که

به آن " نالي " مي گويند در مي آورند و رويه آنها را مي شويند و پشم و پنبه را ترکه مي زنند و دو باره توي رويه متکا و تشک مي کنند و مي دوزند.

نظافت اماکن عمومي

براي ماه رمضان نظافت به خانه ها محدود نمي شود و مساجد، تکيه ها،حسينيه ها، حجره ها، دکان ها و اماکن عمومي را نيز شامل مي شود. در نظافت مساجد و تکايا مردم به خصوص جوانان شرکت مي کنند و اين کار را ثواب مي دانند. کف مساجد و تکايا را که اغلب زيلوفرش است ، با به امانت گرفتن قالي و قاليچه از خانه هاي اطراف فرش مي کنند. ديوارها را با پارچه هاي سبز و سياه که به آيات قرآن و روايات و اشعار مذهبي مزيّن شده است ، مي پوشانند. سقف مساجد را با آيينه و شمعدان و چلچراغ و شاخه هاي سرو و کاج و شمشاد آذين مي بندند.

در بسياري از آبادي ها از جمله در قمصر کاشان زنان نيز در نظافت مساجد و تکايا شرکت مي کنند و دسته جمعي به آب و جاروي مسجد و شستن ظرف ها و آماده ساختن وسايل پذيرايي براي ماه رمضان مي پردازند.

در شهرک طالقان هم ده ، دوازده روز مانده به ماه رمضان ، متولي يا خادم مسجد آبادي به بام مي رود و جارمي زند: "براي گِلکاري مسجد بياييد." روز بعد از هر خانه روستا ، يک زن يا دختر جوان براي گِلکاري به مسجد مي روند. زنان با کمک هم تمام ديوارهاي شبستان را سفيد کرده و در و پنجره ها را تميز مي کنند.

 تهيه مايحتاج ماه مبارک رمضان

ماه رمضان ماه روزه و عبادت است، به همين سبب در ماه رمضان کسب و کار از رونق مي افتد و مردم هم سعي مي کنند مايحتاج شان را قبل از ماه رمضان تهيه کنند. اغلب برنج يا پلو غذاي اصلي مردم در ماه مبارک رمضان است. در ميان حبوبات هم مصرف عدس بيش از ساير حبوبات است زيرا علاوه بر اينکه عدس از نظر غذايي کامل است مردم عقيده دارند عدس رقّت قلب مي آورد و حبّ علي(ع) را زياد مي کند.

يزديها هم اصطلاحي دارند که مي گويد: "در ماه رمضان هر کس بايد هفت من عدس بخورد." نان جو هم در گذشته نان مصرفي اغلب مردم بود و تنها معدودي از خانواده هاي مرفه از نان گندم استفاده مي کردند.براي ماه رمضان در شهرها و روستاها از جمله در يزد و آبادي هاي آن مثل دهشير نان جو مي پزند. زيرا عقيده دارند نان جو خوراک حضرت علي (ع) و ائمه اطهار بوده و آنان روزه را با نان جوي خشک افطار مي کردند.

وجود خرما هم بر سر سفره افطار از واجبات است. خوردن خرما در اول افطار مستحب است و عقيده بر آن است که خرما غذاي حضرت علي (ع) هنگام افطار بوده و حضرت با نان جو و خرما افطار مي کرده اند.

مراسم آشتي کنان قبل از ماه رمضان

يکي از رسوم پسنديده در ماه مبارک رمضان آشتي و ايجاد الفت بين افرادي است که به سببي از يکديگر کدورتي به دل دارند. اين رسم پسنديده قبل از فرار رسيدن ماه رمضان از واجبات است و عقيده بر آن است که اگر کسي روزه بگيرد در حالي که از بستگان يا برادر ديني خود کدورتي به دل داشته باشد روزه اش مال شيطان است و قبول درگاه خداوند نيست. اين رسم در همه شهرها و روستاها کم و بيش وجود دارد و تشريفات آن بسيار ساده است. اگر دو نفر از يکديگر ناراحتي داشته باشند يا خودشان بدون مقدمه دست در گردن هم مي اندازند و صورت يکديگر را مي بوسند يا يک ريش سفيد و بزرگتر پادرمياني مي کند و آنها را آشتي مي دهد.

مردم معتقدند اگر بزرگتر گذشت کند و براي آشتي پيشقدم شود و به سوي کوچکتر برود، ثواب زيادي مي برد. همچنين عقيده دارند چون ماه رمضان ماه خداست ، خداوند از آدم کينه به دل ، بدش مي آيد و روزه اش را کمتر ثواب مي دهد. اگر کدورت بين دو مرد باشد يک ريش سفيد پادر مياني مي کند و اگر دو زن از يکديگر ناراحتي داشته باشند يک عاقله زن همت مي کند وآنها را آشتي مي دهد. همچنين اگر در محلي مريضي باشد چند روز قبل از ماه رمضان همه اهالي به عيادتش مي روند و هدايايي برايش مي برند و او را به حق اين ماه عزيز و پر برکت دعا مي کنند تا حالش خوب شود.

 پيشواز ماه مبارك رمضان

در روستاي آوانک طالقان بسياري از مردم سه روز اول و وسط و آخر ماههاي رجب و شعبان را روزه مي گيرند و عقيده دارند با روزه ماه رمضان خداوند ثواب سه ماه روزه براي آنان ثبت مي کند. هر کس اين ايام را روزه بگيرد مي گويند: "روزه سه ماهان" گرفته است. بعضي تنها سه روز آخر ماه شعبان را روزه مي گيرند و به پيشواز ماه رمضان مي روند.

در فرنق خمين عده اي يک روز و بعضي دو تا سه روز قبل از ماه رمضان روزه پيشوازي مي گيرند. اين روزه را روزه نذري گويند و از خدا حاجت مي طلبند که دردشان را دوا کند، مسافرشان را به سلامت از سفر بازگرداند، قرضشان را ادا کند، اولاد به آنها عطا کند، زيارت قبور ائمه عليه السلام را قسمت آنان کند، گناهانشان را بيامرزد و روزي بلند و حلال نصيب آنها بگرداند.

در رفسنجان اکثر مردم يک روز قبل از ماه رمضان روزه مي گيرند و به پيشواز ماه رمضان مي روند. وقتي دو نفر به هم مي رسند اولي مي گويد من پيشواز ماه رمضان رفته ام و آن طرف اگر موفق نشده باشد پيشواز برود مي گويد: "خرم لنگ بود نتونستم برم پيشواز".

در يکي از مطالب رمضان مربوط به شهرستان يزد آمده است: پيشواز ماه رمضان براي بسياري از مردم اهميت زياد دارد و عده بسياري روز اول و دوشنبه اول و جمعه ها و روزهاي سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم و روز آخر ماههاي رجب و شعبان را روزه پيشوازي مي روند. بعضي تنها روز آخر ماه شعبان را روزه مي گيرند و به پيشواز ماه رمضان مي روند.

در شهرهاي گيلان از جمله در رشت و بندر انزلي به پيشواز رفتن ماه رمضان "پيشاشو" گويند و اکثر مردم پيشواز از ماه رمضان را مستحب مي دانند و در اين امر مصرّند.

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:43 |

مقدمه

روزه يکي از احکام انسان ساز اسلام است، که آگاهي از همه فوايد و پي بردن به فلسفه کامل آن همچون ساير احکام الهي براي انسان عادي ممکن نيست، دانش محدود بشر نميتواند راهگشاي همه اسرار نهفته باشد و انديشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شايد روزي دانش انسان به حدي از کمال برسد که دريچه تازه اي بر روي بشر بگشايد و حکمتها و دستورات اسلام را باز شناسد..... .

بنابراين ندانستن فلسفه احکام الهي نبايد ما را از انجام آن باز دارد و موجب نا فرماني و عصيان شود، چرا که اين اطاعت کورکورانه نيست، بلکه بر علم و يقين تکيه دارد زيرا مسلمانان ميدانند که خداي جهان بر همه چيز دانا و از همه چيز آگاه است و نقص و نيازي در ذات متعال او نيست که از اعمال سودي بخواهد يا از زياني بهراسد، خداي مهربان خير محض است و براي بندگان خود جز خير و سعادت نميخواهد، پس اگر به چيزي فرمان ميدهد خير و سعادت ما در آن است و کمال و تعالي ما بدان بستگي دارد و هر چيزي را نهي ميفرمايد براي ما زيان بخش است و بر مصالح مادي و معنوي ما لطمه ميزند.

فوايد روزه

روزه فوايد جسمي و روحي فراوان دارد، شفا بخش جسم و توان بخش جان است، پاک کننده آدمي از رذايل حيواني، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسيار موثر است، در تهذيب و تزکيه نفس و رهاندن انسان از روزمرگي و واماندگي در نياز هاي تن تأثير بسزايي دارد. فوايد طبي و بهداشتي روزه که از سودمنديهاي کوچک اين فريضه انسان ساز است به حدي است که شايد نياز به توضيح و تکرار نداشته باشد و بيشتر مردم کم و بيش از آن آگاهند. ما به اختصار به گوشه اي از اين فوايد انسان ساز اشاره ميکنيم: معده و دستگاه گوارش از اندام پرکار بدن آدمي است، با سه وعده غذا که معمول مردم است؛ تقريباً در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحليل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث ميشود از يکسو اين اعضا استراحت کنند و از فرسودگي مصون بمانند و نيروي تازه اي بگيرند و از سوي ديگر ذخاير چربي که زيانهاي مهلکي دارند تحليل رفته و کاسته شوند.

در روايات اسلامي حتي به فوايد جسمي روزه نيز تصريح شده تا برخي از سست عنصران، اگر نه با ايمان کامل لااقل با توجه به فوايد بهداشتي روزه اين فريضه ثمر بخش را بجاي آورند و از سودمنديهاي گوناگون آن در حد خود بهره ور شوند. پيامبر گرامي اسلام در همين رابطه فرموده اند: «صوموا تصحوا» روزه بگيريد تا سالم بمانيد. و نيز در روايات بسياري پيشوايان گرامي اسلام فرموده اند: « معده آدمي خانه بيماريهاي اوست و پرهيز از غذا درمان آن است»

بديهي است آنگاه فوايد بهداشتي روزه بهتر به دست ميآيد که روزه دار امساک روز را با زياده روي در شب تلافي نکند، که پر خوري خود موجب زيانهاي چشم گيري براي دستگاه گوارش است. با پيشرفت دانش پزشکي، برخي از پزشکان و متخصصان دريافته اند که امساک از خوردن و آشاميدن، عالي ترين روش درماني است، يکي از پزشکان ميگويد: « طرح درمان به وسيله روزه بسيار چنان معجزه آساست که بکار بستن آن مسير، طرحها و برنامه هاي طب عملي و جراحي را تغيير خواهد داد، زيرا روزه راه تازه اي به روي دانش پزشکي ميگشايد؛ و سلاح موثري براي مبارزه با بيماريها به اين دانش ميبخشد سلاحي که ميتوان آن را از راههاي گوناگون مورد استفاده قرار داد تا انسان را در مبارزه با علت بيماريها براي بهبود بيماران به نتيجه مطلوب و آشکار رسانند. »

با روزه و امساک ميتوان بيماريها را بهبود بخشيد و معالجه کرد البته در صورتي که با اعتدال و ميانه روي مقرون باشد و در هنگام سحر و افطار در خوردن و آشاميدن افراط نشود.بررسي فوايد بهداشتي و طبي روزه در اين مختصر نميگنجد، آنانکه به توضيح بيشتر علاقمندند ميتوانند به کتابهايي که در اين زمينه تأليف شده است مراجعه نمايند. بايد توجه داشت، بر خلاف تصور کوتاه انديشان، روزه هيچگونه ضرري براي افراد سالم مکلف ندارد و اگر کسي بيمار باشد و نتواند روزه بگيرد و با اين کار بيمار تر شود و يا روزه باعث گردد که بيماريش ادامه يابد کار حرامي مرتکب شده و روزه اش نزد خدا پذيرفته نيست، بيماري که روزه براي او ضرر دارد نبايد روزه بگيرد و فقط لازم است در روزهاي ديگر قضاي آن را بجا آورد و جبران کند.

افراد سالم بايد بدانند که روزه نه تنها زياني برايشان ندارد بلکه چنان که گفتيم، موجب تندرستي و صحت مزاج است و بگفته برخي شکم پرستان که خود روزه نميگيرند و ديگران را نيز از روزه باز ميدارند و تلقين ميکنند که روزه موجب زخم معده ميشود، نبايد اعتنا کرد، اينگونه دروغها تنها بهانه افراد سست عنصري است که که اسير شکم خويشند و از عزم و اراده انساني در آنان خبري نيست. « روزه باعث استراحت معده است و در حال روزه اسيد معده بجاي غذا به وسيله صفرا خنثي ميشود و زخم ايجاد نميگردد»

اکثريت غريب به اتفاق مسلمانان متدين ماه مبارک رمضان را روزه ميدارند و به هيچ وجه شکايتي از اين بيماري ندارند و نسبت بيماري زخم معده روزه داران بيشتر از ديگران نيست همانطور که گفتيم فوايد جسمي و بهداشتي روزه اگرچه چشمگير و غير قابل انکار است ولي مهمترين فوايد روزه اثرات بهداشتي آن نيست، متأسفانه برخي در بررسي فوايد روزه تنها به همين اثرات بهداشتي آن بسنده کرده اند، درحاليکه فوايد برتر روزه به جنبه هاي معنوي آن مربوط ميشود، فوايد جسمي روزه با اثرات معنوي آن در سازندگي تربيت و تزکيه انسان قابل مقايسه نيست، اگر چه همان فوايد طبي هم گواهي است بر اصالت اسلام عزيز، چرا که اين آيين فطري و آسماني چهارده قرن پيش با ژرف بيني و احاطه اي که جز از خداي متعال نميتواند بود در محيط جاهليت عرب دستوراتي براي انسانها وضع کرده است که دانش پزشکي انسان متمدن عصر ما با پيشرفت خود روز به روز بر گوشه هايي از حکمت آن پي ميبرد

روزه عامل باز دارنده از گناه

روزه، بويژه روزه ماه مبارک رمضان که در اسلام بر همه مسلمين مکلف که بتوانند روزه بگيرند واجب است، عامل موثري است در ايجاد و تقويت روحيه تقوي و پرهيز کاري؛ قرآن مجيد اين فايده بزرگ را با جمله « لعلکم تتقون » ياد آور ميشود واين عبادت را عامل مهم تقوي ميشمارد. تقوي و پرهيز کاري در تربيت و سازندگي و شخصيت اسلامي يک مسلمان نقش بسيار مهمي دارد و براي رسيدن به همين اثر پر ارزش است که بهترين عبادت در ماه صيام و در حال روزه اجتناب از گناه است.پيامبر بزرگوار (ص) در خطبه اي فضيلتهاي ماه رمضان را براي مسلمانان بيان فرمود علي (ع) پرسيد: بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ پيامبر پاسخ دادند: «الورع عن محارم الله» اجتناب و پرهيز از گناهان.

روزه دار با بکار بستن اين دستور الهي که شرط کمال روزه است، روه تقوي را در خود زنده ميکند و اين مراقبت ثمر بخش در ماه مبارک رمضان و در حال روزه بسيار آسان تر است چرا که گرسنگي و تشنگي و ديگر محدوديتهاي روزه شعله هاي سرکش غرايز حيواني و هوسها را تا حد چشمگيري خاموش ميسازد و حتي اگر موقت هم باشد گريبان عقل و جان را از چنگال شهوت رها ميسازد و براي روزه دار زمينه اي آماده براي تمرين تقوي و پرهيز گاري فراهم ميشود و با مراقبت و تمرين پياپي در يکماه نيروي بازدانده از گناه در او به وجود ميآيد و خصلت خود داري در او ريشه ميگيرد و رشد ميکند و او با گذراندن اين برنامه يکماهه توفيق ميابد که پس از ماه روزه نيز پرهيزکار باقي بماند. بدين ترتيب به مقام پر ارج تقوي که به تعبير قرآن و فرموده پيشوايان معصوم ما کرامت انسان بدان وابسته است براي هميشه نايل آيد.

نقش روزه در تقويت اراده

حکومت غرايز و شهوات بر انسان خطرناکترين حکومتهاست و آدمي را اسير و بي اختيار ميسازد و به پستي و رذالت ميکشاند. مبارزه با سلطه شهوات نفس که در اسلام جهاد اکبر ناميده شده به پايمردي و اراده اي استوار نياز دارد. انسان با روزه داري که، امساک در خوردن و آشاميدن و خود داري از برخي چيزهاي ديگر است در واقع با خواهشهاي خويش ميجنگد و در برابر غرايز خود مقاومت ميکند، تمرين اين عمل اراده و تصميم را در انسان نيرومند ميسازد و جان را از قيد حکومت و سلطه هوسها و خواهشها ميرهاند. پيشوايان اسلام فرموده اند: «افضل الناس من جاهد هواه و اقوي الناس من غلب هواه»

بهترين مردم کسي است که با هواي نفس مبارزه کند و نيرومند ترين آنان کسي است که بر آن پيروز شود. پس روزه داران بهترين مردمند چرا که با خواسته هاي نفساني مبارزه ميکنند و اگر با مراقبت و کوشش از روزه خويش اين بهره را بگيرند که بر نفس خود مسلط شوند از نيرومند ترين مردم نيز خواهند بود.

صفاي دل و پاکي

روزه چراغ معرفت و آگاهي را در درون بر ميافروزد:

اندرون از تعام خالي دار تا در آن نور معرفت بيني روزه و بويژه روزه يکماهه رمضان موجب ميشود که حکومت شهوات و اميال شيطاني جاي خود را به حکومت تقوي و پيروي از دستورات الهي بدهد و تيرگي و هوسها و شهوات در جان آدمي به نورانيت و روشني باطن تبديل شود. در سايه همين صفا و پاکي حاصل از روزه است که روزه دار با خود آگاهي نه تنها دهان و شکم را از خوردن و آشاميدن که دست و پا و چشم و گوش و زبان و همه اعضاي خويش را از آنچه خدا حرام فرموده نگاه ميدارد و ميتواند به آن درجه از تقوي نايل آيد که حتي از انديشه و فکرو گناه نيز دوري گزيند و اين اوج نورانييت روزه است.

امير مومنان علي عليه السلام نيز به همين مرتبه اشاره ميفرمايد: «صيام القلب عن الفکر في الاثام افضل من صيام البطن عن الطعام» روزه دل از انديشه گناهان برتر از روزه شکم از خوردن و آشاميدن است. و البته اين بدان معنا نيست که ظاهر روزه و امساک از خوردن و اشاميدن را رها کنيم بلکه لازم است به ان اکتفا ننماييم و همراه با آن بکوشيم که به نتايج معنوي روزه نيز برسيم. لازم است که همين امساک ظاهري و روزه معمولي نيز انقلابي روحي در روزه داران بوجود مياورد و طبق شهادت دست اندر کاران در ماه مبارک رمضان شرارت ها و تباهيها کاسته ميشود، در دوران طاغوت چون ماه مبارک رمضان فرا ميرسيد ميزان جنايات و فساد سير نزولي پيدا ميکرد و عربده جويي و زد و خورد و چاقو کشي و بد مستي که در غير رمضان بازارش رواج داشت در اين ماه عزيز بطور محسوسي کاهش ميافت.

خوشبختانه با انقلاب مقدس اسلامي هم در ملت و جوانان ما تحولي چشمگير بوجود آمد و هم مراکز فساد و تباهي از ميان برداشته شد و شايسته است که از اين پس بکوشيم نتايج معنوي پر ارزش تري از روزه کسب کنيم. باري صفا و پاکي حاصل از روزه و خود داري و پرهيز کاري روزه دار همچون سپري است که روزه دار را از اتش عذاب الهي که مولود گناهان است مصون ميدارد. پيامبر عزيز اسلام (ص) فرمودند: «الصوم جنه من النار» روزه سپري است که روزه دار را از آتش جهنم حفظ ميکند.

روزه و صبر

«صبر» از خصايلي است که در اخلاق اسلام بر آن بسيار تأکيد شده است ، انسان مسلمان در زندگي فردي و اجتماعي خويش در راه هدفهايي مبارزه ميکند و با مشکلاتي نيز روبرو است بدون خصلت صبر، پيروزي بر مشکلات و رسيدن به هدفها آسان نيست . صبر و مقاومت بر نيروي پايداري انسان مي افزايدو اراده را توانا ميسازد هيچ جامعه اي اگر تحمل ناگواريها را نداشته باشد بر مشکلات خويش و بر دشمنان خويش نميتواند پيروز گردد. با صبر و مقاومت است که ميتوان به به پيکار ستمگران رفت و دست استعمار گران را کوتاه نمود و روزه – بويژه در روزهاي گرم و طولاني تابستان که فشار تشنگي طاقت فرسا ميشود بطور چشمگيري به انسان صبر و مقاومت مي بخشدو تحمل رنج و سختي را بر آدمي آسان ميسازد.

قرآن کريم با توجه به همين اثر که از روزه به صبر تعبير کرده است : و استعينوا بالصبر و الصلوه ......... از صبر(روزه ) – و نماز کمک بگيريد.........

امامان معصوم ما عليهم السلام «صبر» را در اين آيه به روزه تفسير کرده اندو پيامبر گرامي (ص) نيز ماه رمضان را ماه صبر ناميده اند :« شهر الصبر و ان الصبر ثوابه الجنه» (رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت است) و امام صادق عليه السلام نيز بهمين ويژگي روزه اشاره فرموده است: هر گاه براي کسي حادثه اي جانکاه پيش آمد روزه بگيرد که خدا فرموده است « و استعينوا بالصبر و الصلوه».

روزه و قناعت

اسلام بر خلاف مکاتب مادي شرق و غرب دنيا و نعمتهاي مادي آنرا وسيله اي براي تکامل معنوي و رسيدن به سعادت جاويد ميداند و بهمين دليل فرهنگ اسلام فرهنگ لذت جويي و مصرف نيست بلکه فرهنگ قناعت و ايثار است. در روشهاي مادي تن آدمي و خور و خواب آن اصالت داردو حرص و آز براي برخورداري بيشتر گريبانگير افراد است و در اسلام اصالت با معنويت انسان است و قناعت و ايثار و فداکاري از راههاي وصول به مراتب بلند انسانيت محسوب ميشود.

روزه فريضه اي است که مسلمانان را از غرقه شدن در ماديگرايي و حرص و آز براي لذتهاي مادي و مسابقه براي مصرف و تن پروري ميرهاند و به او مي اموزد که به فکر ديگران باشد و بر خواهشهاي جسماني خويش مسلط گردد و به مصرف به مقدار نياز قناعت ورزد و از اصراف و تبذير بپرهيزد. روزه به مسلمانان مي آموزد که با کم هم ميتوان زيست و حرص و طمع فقط غرق شدن در ماديات و انحراف از معنويات است و براي زيستن لازم نيست که با همه وجود تن و لذتهاي آن پرداخت.

روزه به مسلمان مناعت و قناعت را مي آموزد و ارزش اين صفات و تأثير آن در ايجاد صفات برجسته ديگر همچون زهد و جود و بخشش بسيار است. قانع از ديگران بي نياز است و تن به ذلت و خواري نميدهد، جامعه اي که روح قناعت را در خود بپرورد بر خود متکي خواهد بود و با دوري از مصرف بي رويه ميتواند بر پاي خويش بايستد و از بيگانه بي نياز باشد. همه ديديم که پس از تهديد آمريکا و غرب به تحريم اقتصادي ايران امام امت و رهبر کبير انقلاب اسلامي فرمودند «ملت ما مسلمان است و در برابر تحريم اقتصادي و کمبود نيازمنديها روزه خواهد گرفت»

آري مسلمان را به زيستن با مصرف کم آشنا ميسازد و براستي نيز ملت مسلمان ما ميتواند با الهام از فريضه ثمر بخش روزه سطح مصرف را پايين آورد و با قناعت به آنچه دارد از وابستگيهاي اقتصادي به استعمار گران نجات يابد.مسلمانان صدر اسلام با همين روحيه از همه چيز خود در راه خدا مي گذشتند و حتي در ميدانهاي جنگ به چند دانه خرما قناعت ميکردند و با تکيه بر معنويت و صفات انساني خويش پيروزي مي آفريدند و خداي را سپاس که هم اکنون نيز بسيار از جوانان ما بويژه گلهاي سرسبد انقلاب اسلامي، جوانان رزمنده پاسدار از يک چنين ايمان و روحيه اي بر خوردارند و بسيار اتفاق افتاده است که جوان پاسدار اسلام روزه بوده و گاه روزه خويش را با شربت شهادت افطار کرده است و حماسه اين خدا جويان حماسه آفرين براي هميشه بر صفحات پر افتخار تاريخ اسلام ثبت خواهد بود. پاکترين درودهاي ما و درود خدا و فرشتگان بر ايشان باد.

همدردي با فقيران

پيشوايان گرامي دين، در روايات و ادعيه اسلامي ماه رمضان را ماه مواسات ناميده اند.از نتايج بارز روزه برانگيختن حس همدردي نسبت به مستمندان و همنوعان تنگدست است، آنانکه زندگي آسوده اي دارند و رنج فقير و طعم گرسنگي را نچشيده اند، ممکن است از حال مستمندان غافل بمانند و روزه وسيله اي است که آنان را از غفلت ميرهاند و رنج مستمندان را با ياد آنان مياورد تا به دستگيري فقيران همت گمارند و به درد دل آنان برسند.

از سويي به احسان و اطعام و انفاق به مستمندان در ماه مبارک رمضان بسيار سفارش شده است و از سويي ديگر گرسنگي و تشنگي روزه موجب درک رنج مستمند ميگردد و بدين ترتيب ثروتمند به فقير نزديک مي شود و احساسها رقت ميابد و احسان و انفاق فزوني ميگيرد و جامعه کمک به همنوع را مياموزد. مواسات يعني سهيم ساختن برادران در رزق و روزي و رمضان به همين جهت ماه مواسات ناميده اند تا مسلمانان به احسان نسبت به هم بپردازند و با تمرين بر اين صفت ارزنده انساني جامعه را از حقد و کينه برهانند و برادروار در کنار هم از نعمتهاي الهي بهره بگيرند و شايسته است که روزه داران به همه اين نکات انساني روزه توجه کنند و بکوشند واقعاً فريضه روزه را آنچنان که بايد بجا آورند و ماه مبارک رمضان را آنچنان که سزاوار اين ماه است بسر آورند، تا همگان از برنامه هاي سازنده اسلامي بهره ور شوند.

از حضرت امام حسن عسگري (ع) پرسيدند: «چرا روزه واجب شده است» فرمودند: «تا ثروتمند درد گرسنگي را در يابد و به فقير توجه کند. هشام از امام صادق عليه السلام علت روزه را پرسيد، امام فرمود: «خداوند روزه را واجب کرد تا غني و فقير با هم مساوي باشند و بدان جهت که غني رنج گرسنگي را لمس نکرده تا به فقير رحم کند و هر وقت چيزي خواسته قدرت بدست آوردن آنرا داشته است خدا خواسته است که ميان بندگانش يکنواختي بوجود آورد و خواسته است ثروتمند طعم گرسنگي را بچشد و اگر جز اين بود ثروتمند بر مستمند و گرسنه ترحم نميکرد.

نظم و انضباط

وقت شناسي و نظم و انضباط در امور از مظاهر تمدن انساني و از عوامل مهم توفيق و پيشرفت است، شايد برخي گمان کنند که اين از ويژگيهاي زندگي غربيان و تمدن آنهاست در حاليکه نظم و انضباط و تنظيم اوقات از تعليمات اصيل اسلام است. امير المومنين عليه السلام در اولين فرازهاي وصيتش به فرزند خود ميفرمايد: «اوصيکما و جميع ولدي و اهلي و من بلغه کتابي بتقوي الله و نظم امرکم»شما و همه فرزندان و بستگانم و هرکسي که وصيت من به او برسد به تقوي و نظم در کارها سفارش ميکنم.

اصولا فرايض اسلامي شاهد توجه به اسلام و نظم و انضباط است، هريک از نمازهاي پنج گانه را بايد در وقت مخصوص آن بجا آورد و حتي يک دقيقه نميتوان از حدود آن تجاوز کرد. مراسم حج بايد در وقت و مکان مخصوص به خود انجام شود و روزه نيز در ماه مبارک رمضان با ديدن هلال ماه شروع و با ديدن هلال ماه شوال خاتمه ميابد و نيز هر روز از سپيده دم آغاز و به مغرب پايان ميپذيرد و با توجه به اينکه ماه رمضان ماه قمري است طبعاً در فصول چهار گانه سال جريان دارد و گاه در روزهاي بلند تابستان و گاه در روزهاي کوتاه زمستان قرار ميگيرد و در همه شرايط لازم است که لحظه و دقيقه را نيز در شروع سپيده دم و آغاز مغرب در نظر داشت و بهيچ وجه روزه دار نميتواند از نظام آن سرپيچي کند و اين خود درسي است که مسلمانان نيز دقيق و منظم شوند و امور خويش را در زندگي تنظيم کنند.

آنچه بر شمرديم گوشه هايي از برخي نتايج و آثار فريضه الهي روزه است و ماه روزه اضافه بر اينها سودمنديها و برکات ديگري نيز دارد که در پرورش اسلامي فرد و جامعه بسيار موثر است: ماه مبارک رمضان ماه خدا، ماه آشنايي با قرآن، ماه عبادت، ماه دعا، ماه آمرزش، ماه توبه و بازگشت از گناهان و اصلاح خود است.

در اين ماه به قرائت قران سفارش شده و مرسوم مسلمين است که در ماه رمضان بيشتر از ماههاي ديگر قرآن بخوانند و اين خود وسيله اي است که جامعه اسلامي با قرآن و معارف آن آشنايي بيشتري پيدا کنند و براي پيشرفت در صراط خدا و اسلام از کلام خداي متعال آموزش بگيرند. رمضان ماه عبادت و بندگي و راز و نياز با معبود جهان است، در روايات اسلامي تأکيد شده که در اين ماه با توجه به خضوع بيشتر نمازها را بجا آورندو از نمازهاي مستحبي در شب و روز غفلت نورزند و بدين ترتيب با يک تمرين يک ماهه مومنين به عبادت خالص تري موفق ميشوند و جانها به خدا نزديکتر ميگردد.رمضان ماه دعا است، پيشوايان گرامي فرموده اند مومنان در اين ماه و بويژه در شبهاي مبارک قدر دردعا و نيايش مبالغه کنند و با توجه به اثرات سازنده دعا و نيايش روزه داران ميتوانند در پيوند معنوي خويش با خداي متعال تحولي بوجود آورند و بيش از پيش به ذات متعال هستي بخش او نزديک شوند و کسب فيض کنند رمضان ماه آمرزش و توبه و بازگشت به سوي خداست، آنانکه در زندگي خويش آلودگيهايي داشته اند ميتوانند با روزه جان خويش را شستشو دهند و در خلوت سحر گاه با رو کردن به خداي متعال درون را صفا بخشند و از خداي خويش طلب آمرزش کنند و ميتوانند با همين زمينه براي هميشه از کجيها و گمراهيها دست بردارند و براه آيند.

پيشوايان معصوم (ع) فرموده اند گناهان در اين ماه بخشوده ميشود و اين مژده بزرگي است براي آنهايي که لغزشهايي داشته اند تا نوميد نباشند و از برکات اين ماه استفاده کنند و بسوي خدا باز گردند و روي دل بسوي او دارند و با او پيمان بندند که از گناهان دست شويند و خود را اصلاح کنند و گذشته را جبران نمايند و بدون ترتيب گناه کار پشيماني که که در اين ماه مبارک براي خدا روزه بدارد و از گذشته خويش شرمسار باشد و از خدا آمرزش بخواهد مورد مهر و عفو خدا قرار خواهد گرفت و سعادتش تأمين ميشود. از برکتهاي اين ماه همين انقلاب روحي و تحول دروني روزه داران و همين توفيقات عملي است که انسان آلوده را پاک ميسازد و از عذاب الهي که محصول گناهان است نجات ميبخشد و روزه دار را از ظلمتها به نور ميکشاند، به نور تقوي ، به نور فضيلتهاي اخلاقي، به نور توبه و بازگشت به سوي خدا، به نور مهر و رحمت خداي متعال.... .

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:43 |

روشهاي بيدار شدن در سحر

از قديم الايام براي بيدارشدن در سحرهاي ماه مبارك رمضان و تشخيص وقت دقيق سحر و انجام اعمال مخصوص سحر از وسايل و روشهاي گوناگوني استفاده مي كردند. بعضي از اين روش ها امروزه نيز متداول و برخي منسوخ شده اما شرح يكايك آنها شنيدني و قابل توجه است.

ماه و مهتاب

از روي تجربه مي توان تشخيص داد وقتي ماه به محل معيني در آسمان برسد سحر نزديك است. همچنين اهالي مناطق مختلف از روي خطوط و زوايايي كه پرتو ماه با يكي از اجزاي ساختمان خانه يا چيز ثابتي مثل درخت و تيرك پيدا مي كند متوجه مي شوند سحر شده است.

ستارگان

بشر از روزگاران كهن با علم نجوم آشنا بوده و از روي ستارگان و كواكب وقت و زمان و سعد و نحس بودن آن را پيش بيني مي كرده است. از اين روي يكي از متداولترين روشها براي تشخيص سحر از دير زمان شناختن ستارگان و محل و جاي آنها در آسمان بوده است. در غالب شهرها ازجمله درمناطق كويري و جنوبي كشورمان مثل يزد، كرمان وفارس كه صافي آسمان و درخشندگي ستارگانش مشهور است ، اغلب مردم به خصوص پيرمردان و پيرزنان از روي ستارگان و محل و موقعيتشان سحر را تشخيص مي دهند. مردم هر شهر و دياري براي ستارگان سحري اصطلاحات و نامهاي خاص خود دارند كه بسيار شنيدني است.

در يزد از روي مجموعه ستاره هاي " نيم گزك" ، " گزوپرويز" و " گزوترازو" وقت سحر را تشخيص      مي دهند، ستاره " نيم گزك" از چند ستاره تشكيل مي شود كه در خط مستقيمي قرار دارند و طول آنها به علت خطاي چشم نزديك به نيم گز به نظر مي رسد و در نزد عوام به اين نام شهرت يافته است.

در مشهد از روي سه ستاره كه به " نيم ذرع" مشهور است وقت سحر را معين مي كنند. ستاره هاي نيم ذرع بايد همان ستاره هايي باشند كه در يزد " نيم گزك" ناميده مي شوند. آن طوري كه پيرمردان مشهد مي گويند، اول شب اين ستاره ها در جنوب غربي قبله به صورت عمودي ديده مي شوند كه به تدريج به وسط آسمان مي آيند و نصف شب به صورت افقي روبه روي قبله ظاهر مي شوند . از نيمه شب ستاره ها به سمت جنوب شرقي قبله سرازير مي گردند و لحظاتي بعد از سحر محو مي شوند. با ناپديدشدن اين ستارگان صداي اذان صبح از گلدسته هاي مساجد بلند مي شود. لازم به تذكر است هر چه روز كوتاهتر شود ستاره هاي نيم ذرع زودتر نمايان مي شوند و هر چه روز بلندتر شود ديرتر ديده مي شوند.

همچنين در مشهد از روي ستاره هاي" هف برارو" كه در نقاط ديگر به " هفت برادر" مشهور است سحر را تشخيص مي دهند. ريش سفيدان مشهد گويند دو مجموعه ستاره " هفت برارو" در آسمان وجود دارد كه هر مجموعه شامل هفت ستاره است. يكي از اين مجموعه ها به ستاره " هف براروي بزرگ" يا " خرس بزرگ" و مجموعه ديگر به " هف براروي كوچك" يا " خرس كوچك" مشهور است.

در اراك زماني كه ستاره " هفت برادران يا خرس بزرگ" نزديك به پنجاه ذرع مانده به مغرب برسد سحر است و وقتي ستاره هفت برادران به پشت كوه مي رود ستاره " سهيل" كه به ستاره " ظلّ صبح" مشهور است بيرون مي آيد. وقتي" ظلّ صبح" پنجاه ذرع از مشرق بالا آمد وقت اذان صبح است. فصل به فصل و بسته به بلند و كوتاه شدن شب ستارگان هم به همان نسبت جايشان تغيير مي كند.

در فرنق خمين از روي دو ستاره روشن "ظلّ سحر" و " ظلّ صبح" كه از سمت مشرق بالا مي آيند سحر را تشخيص مي دهند. ستاره " ظلّ سحر" زودتر در مي آيد. با دميدن اين ستاره تقريباً يك ساعت و نيم به صبح صادق مانده است. با ديدن ستاره " ظلّ سحر" مشغول خوردن سحري و انجام اعمال سحر مي شوند. پس از يك ساعت و نيم ستاره " ظلّ صبح" نمايان مي شود كه نشانه رسيدن صبح صادق است و دست از خوردن مي كشند.

اهالي گوشه محمد مالك خمين هم گويند وقتي سه تا از ستاره هاي هفت برادران راست(= مقابل) قبله قرار گرفتند موقع خوردن سحري است و وقتي هر هفت ستاره برابر قبله ايستادند سحر تمام مي شود و صبح مي دمد.

بانگ خروس

خروس در شب سه مرتبه مي خواند: مرتبه اول نيمه شب، مرتبه دوم ساعتي بعد از نيمه شب و مرتبه سوم سحر، يكي از راههايي كه از قديم الايم مردم براي بيدار شدن در سحر از آن استفاده مي كردند صداي بانگ خروس بود. از اين رو وجود خروس را در خانه خويش يمن مي دانستند مخصوصاً خروس سفيد چل تاج كه نشانه خير و بركت است و هر كس صاحب خروس سفيد چل تاج بود مي گفتند پريان و جنيان به خانه اش نمي آيند.

مردم قمصر كاشان معتقدند خروس سفيد نگهبان حضرت حجت است و گويند حضرت حجت در يك چاه نوراني پنهان است و دشمنان او در بالاي چاه منتظر هستند تا هوا روشن شود و داخل چاه شوند و آن حضرت را به قتل برسانند . هنگام سحر فرشتگان از خواب بيدار مي شوند و خروس سفيد را باخبر مي كنند و خروس مشغول خواندن مي شود. با شنيدن صداي خروس دشمنان آن حضرت پا به فرار مي گذارند.

مردم قمصر همچنين عقيده دارند اگر هنگام خواب چند مرتبه دستشان را به لحاف و متكا بزنند و بگويند:" دين هفتاد آسيابان به گردنت اگر موقع سحر مرا بيدار نكني." سحر از خواب بيدار مي شوند.

مردم دماوند مي گويند خروس شب هنگام پنج مرتبه، نيم ساعت به نيم ساعت مي خواند. در اصطلاح محل هر نوبت خواندن خروس را يك پنجمي مي گويند. پنجمي اول زنان خانه از خواب بيدار مي شوند و مشغول پختن سحري مي شوند. پنجمي دوم سماور زغالي را آتش مي اندازند. پنجمي سوم همه اعضاي خانواده بيدار مي شوند و سحري مي خورند . پنجمي چهارم چاي مي خورند و دهانشان را مي شويند و سرانجام با بلندشدن صداي خروس در آخرين نوبت يعني پنجمي آخر ديگر حق خوردن ندارند و در اين هنگام صداي اذان بلند مي شود.

سوره ياسين و طه

بعضي به نيت اينكه سحر از خواب بيدار شوند شب قبل از خواب، سوره ياسين و طه مي خوانند و از خدا مي خواهند كه سحر بيدار شوند.

چراغ روشن

قبل از اينكه كارخانه برق به ايران آورده شود، بعضي از مردم، از جمله خدّام مساجد، يكي دو ساعت به سحر مانده چراغهايي را روشن مي كردند و درنقاط مرتفع شهر و گلدسته مساجد مي گذاشتند تا مردم از ديدن نور چراغ به نزديك شدن سحر پي ببرند. چراغها تا هنگام اذان صبح روشن بود و همين كه صداي اذان بلند مي شد آنها را خاموش مي كردند. يكي از مشهورترين چراغها" چراغ ملا كاظم" در شهرستان يزد بود. ملا كاظم كه خادم مسجد جامع كبير بود، هر شب چراغي را روشن مي كرد و در يكي از گلدسته هاي مسجد جامع مي گذاشت و هنگام اذان صبح آن را خاموش مي كرد.

صداي نقاره

يكي از روشهايي كه در قديم براي بيدار شدن در شبهاي ماه رمضان به كار مي رفت زدن نقاره بود. نقاره عبارت بود از يك طبل بزرگ و دو طبل كوچك دوقولو و يك سرنا. شهرهاي بزرگ هر كدام نقاره خانه اي داشت كه معمولاً اتاقكي بود بالاي سر در دارالحكومه. نقاره به وسيله نقاره چيهاي حكومتي ، زده مي شد و نقاره چيها از حكومت مواجب مي گرفتند. در ماه رمضان نقاره چيها دو مرتبه نقاره را به صدا در مي آوردند يكمرتبه نزديك سحر و يك مرتبه غروب آفتاب براي اعلام وقت افطار. به غير از نقاره چي حكومتي مرشد زورخانه هر محل هم سحر طبل و نقاره مي نواخت. مردم هم خود را موظف مي دانستند روز آخر ماه رمضان انعامي به مرشد تقديم كنند.

در مشهد ، در ماه مبارك رمضان از دو ساعت بعد از نيمه شب از گلدسته هاي صحن مطهر حضرت رضا و مسجد گوهرشاد صداي مناجات و نقاره بلند مي شود تا مردم براي عبادت و خوردن سحري از خواب بيدار شوند. در طول سال روزي دو مرتبه ازگلدسته هاي صحن مطهر نقاره مي زنند؛ يك مرتبه غروب آفتاب يك مرتبه هم نزديك طلوع آفتاب. اما در ماه رمضان به جاي صبح پيش از سحر نقاره مي زنند.

طبل و شيپور

در بعضي از شهرها به جاي نقاره براي بيدار كردن مردم طبل و شيپور مي زنند. آن طوري كه پيرمردان         مي گويند در بجنورد تا چهل سال پيش اغلب مردم در سحرهاي ماه رمضان با صداي طبل و شيپور از خواب بيدار مي شدند. طبل و شيپور را در دو نوبت مي زدند : نوبت اول سه ساعت به اذان صبح كه به آن طبل اول مي گفتند و نوبت دوم يك ساعت و نيم به اذان كه طبل دوم گفته مي شد. طبل و شيپوررا با آهنگ مخصوصي مي نواختند.

طبل اول به اين منظور زده مي شد تا كدبانوي خانه از خواب برخيزد و مشغول تهيه سحري بشود. البته آنهايي كه سر شب غذا مي پختند با صداي طبل اول از بستر برنمي خاستند و با طبل دوم بيدار مي شدند . طبل دوم هم براي آن نواخته مي شد تا متوجه نزديك شدن سحر بشوند. با صداي طبل دوم كدبانوي خانه غذا را ازسر اجاق بر مي داشت و آماده خوردن سحري مي شدند.

در بجنورد مزد و مواجب طبال و شيپورچي از طرف مردم تامين مي شد. به اين ترتيب كه بعدازظهر روز آخر ماه رمضان طبال و شيپورچي سيني به دست مي گرفتند و شيپورشان را در سيني مي گذاشتند و وارد بازار مي شدند. سيني را جلو دكانداران مي گرفتند و مي گفتند: " خداي روزه نمازين گِز قبول اِتن، خداي سلامت لِق برسن."

صاحب هر دكان هم به قدر تواناييش مبلغي در سيني مي انداخت و طبال و شيپورچي به اين ترتيب سيني را تا آخر بازار مي گرداندند و پولهايي كه جمع مي شد به طور مساوي تقسيم مي كردند . ناگفته نماند كه طبال و شيپورچي براي تمام شهر دونفر بود.

در سبزوار هم براي آگاهي از وقت سحر و افطار از توپ كه به آن " شمخال" مي گفتند و از طبل و شيپور استفاده مي كردند. براي زدن طبل مرشدي طبلش را با دو قطعه چوب مخصوص طبالي برمي داشت و به گلدسته مسجد جامع كه بلندترين گلدسته مساجد سبزوار است و وسط شهر قرار دارد مي رفت. ابتدا سه ضربه به طبل مي نواخت، بعد با اين آهنگ شروع به نواختن طبل مي كرد:" خانم وخ پلو بپز، وخ پلو بپز، وخ بارا به مدبخ"

دربندر بوشهر و روستاهاي آن از جمله صلح آباد از شب اول ماه رمضان دونفر به نام" دُم دُم سحري" براي بيدار كردن مردم از نيمه شب تا نزديك سحر در كوي و برزن راه مي افتند . يكي از اين دو" دمام" ( طبل بوشهري ) بزرگي به گردن انداخته و با ديگري در حالي كه چراغ دريايي در دست دارد او را همراهي مي كند. آنكه دمام به گردن دارد با چوب محكم به دمام مي كوبد و هر دو با صداي بلند مي گويند: " يا ماه رمضان قدمت مبارك" و خلق الله را از خواب بيدار مي كنند.

بوق حمام

حمامهاي قديم بوقهايي برنجي داشتند كه براي اعلام شروع و پايان كار حمام بوق را به صدا در مي آوردند. در ماه رمضان هم اغلب حمامها سحر و افطار با زدن بوق مردم را باخبر مي كردند و بسياري با صداي بوق حمام از خواب بر مي خاستند و سحري مي خوردند.

توپ در كردن

از زماني كه توپ به ايران آمد يكي از وسايلي كه براي بيدار كردن مردم در سحر و اعلام وقت افطار به كار مي رفت در كردن توپ بود. دراين توپ در عوض گلوله از كهنه و پارچه استفاده مي شد . به اين ترتيب كه مقداري كهنه و پارچه و باروت به ترتيب و چند بار در لوله توپ مي كردند و آن قدر سمبه مي زدند تا فشرده شود. بعد فتيله اي را به باروت لوله توپ وصل مي كردند و فتيله را آتش ميزدند. با انفجار باروت كهنه هاي فشرده به بيرون پرتاب و باعث ايجاد صدا مي شد.

محل استقرار توپ را " گورخونه" مي ناميدند كه در نزديكي دارالحكومه بود و متصدي توپ مثل نقاره چي از دارالحكومه مواجب مي گرفت.

كوبيدن ديوار همسايه

در ماه رمضان همسايه ها قرار مي گذارند هر كسي سحر زودتر بيدار شود همسايه هاي ديگر را هم بيدار كند . در صورتي كه خانه ها ديوار به ديوار باشد با كوبيدن مشتهاي پياپي به ديوار، همسايه شان را بيدار مي كنند.

نذرداران و نيكوكاران

درقديم گاهي افراد مؤمن و معتقد براي ثواب يا نذري كه داشتند سحرهاي ماه رمضان مردم را بيدار مي كردند. براي اين كار نزديك سحر از كوچه ها مي گذشتند و با خواندن اشعار مذهبي يا كوبيدن حلقه در خانه ها و يا با كوبيدن قطعه اي چوب بر روي طبل و حلب خالي مردم را بيدار مي كردند.

جار كشيدن

در بسياري از روستاهاي شهرستان اراك از جمله در روستاي استوه براي بيدار شدن در سحر باسوادان سحر، خواني و مناجات مي كنند. يا طبالي را اجير مي كنند تا با نواختن طبل مردم را بيدار كند.

در روستاي الموت قزوين هم از جمله در روستاي فيشان رسم جار كشيدن به وسيله پاكار و يا دشتبان متداول است.

تير در كردن

در دماوند سابقاً اعلام وقت سحر را تفنگچيها با تير دركردن به اطلاع مردم مي رساندند. اين عمل بيشتر توسط شكارچيان انجام مي گرفت و عقيده داشتند با اين كار كفاره حيواناتي را كه در ماه رمضان شكار كرده اند مي دهند. ناگفته نماند شكار كردن در ماه رمضان مكروه و بديمن است و تا آنجا كه ممكن است از شكار در اين ماه پرهيز مي كنند.

صداي مناجات

بسياري از مردم با صداي مناجاتهايي كه از يكي دو ساعت مانده به سحر از گلدسته هاي مساجد و پشت بام خانه ها بلند مي شود از خواب بيدار مي شوند و به فرايض ديني و آماده كردن سحري مي پردازند.

بعضي از مناجات خوانان باسوادند و مناجاتشان غالباً سوره والفجر و دعاهايي از كتاب مفاتيح الجنان يا صحيفه سجاديه و ا شعار خواجه عبدالله انصاري است. بسياري از مناجات خوانان هم پيرمرداني هستند كه سواد ندارند واشعار مختلفي از حفظ دارند كه خواندن اين بندگان خدا ، حال و هوايي خاص دارد.

در قديم مناجات كنندگان هر كدام با روشي خاص و وقت معيني مناجات را آغاز مي كردند . بعضي از روي ستاره ها، بعضي با اذان خروس و برخي به وسيله ساعت زنگدار وقت خود را تنظيم مي كردند . از اين رو زمان خواندن مناجات و گفتن اذان ميان مناجات كنندگان و مؤذنها فرق مي كرد و كمي پس و پيش بود . هر گروه از مردم هم كه به يكي از مناجات خوانها بيشتر اعتقاد داشتند انجام اعمال سحر را با مناجات آن شخص تنظيم مي كردند.

زنگ تلفن

از زماني كه تلفن مغناطيسي به ايران آمد در بعضي از شهرستانها كساني كه تلفن داشتند با يكديگر قرار مي گذاشتند يا به متصدي كنترل دستگاه مركزي تلفن مي سپردند تا سحر زنگ تلفن آنان را به صدا در آورد تا به اين وسيله از خواب بيدار شوند. اما در اين اواخر در اثر زياد شدن مراجعان، متصديان مركز تلفن خود به خود هنگام سحر زنگ تلفن تمام خانه ها را به صورت تك زنگ به صدا درمي آوردند. البته تعداد خانه هايي كه تلفن داشتند در هر شهرستاني معدود بود.

زنگ ساعت

ساعت شماطه دار متداولترين وسيله اي است كه از آن براي بيدار شدن در سحر استفاده مي كنند. كار و كسب ساعت فروشان و تعميركاران ساعت هم در ماه رمضان رونق پيدا مي كند.

تلويزيون ساعت دار و تلفن همراه و نيز جديدترين وسائل بيدار كردن مؤمنان براي سحري است.

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:42 |

بعضي از كودكان كه هنوز به سن بلوغ نرسيده اند با تقليد از بزرگتران و يا تشويق پدر و مادرشان سحر همراه بزرگترها بيدار مي شوند و روزه مي گيرند. بلند شدن درسحر و نشستن پاي سفره سحري براي بچه ها بسيار شيرين و دوشت داشتني است. روزه اين كودكان اغلب تا ظهر ادامه مي يابد. ساعتي به ظهر مانده والدين كودك به صورت و چشمان كودك دقيق مي شوند تا ببيننند آيا قادر به تمام كردن روزه هست يا نه . در صورتي كه ضعفي در او ببينند يا به قول يزديها مشاهده كنند:" چشمهايش كله ملق مي زند" مي كوشند فرزندشان را راضي كنند روزه اش را بخورد وروزه " پيوندي " بگيرد. روزه پيوندي اصطلاحي است كه به دو نصف روز روزه بچه ها مي گويند و پدرو مادر به فرزندشان مي گويند : " خداوند دو نصف روز روزه شما را به هم پيوند مي زند و يك روز حساب مي كند. "

والدين كودك عقيده دارند ثواب اولين روزه چنين كودكاني به پدرو مادرشان تعلق دارد وآنان در مقابل روزه فرزندشان مقداري پول يا اسباب بازي ودرروستاها گاو يا زمين و باغي به او مي بخشند تا هم ثواب روزه اش را بخرند و هم او را تشويق به گرفتن روزه بكنند.

در فين كاشان به "روزه پيوندي" روزه " گنجشكي " و در بيرجند و تربت حيدريه و تربت جام روزه " چقوكي " مي گويند.

در كاشان بچه هايي كه بالغ نشده اند روزه گنجكشي مي گيرند وجواناني كه اولين روزه واجبشان را مي گيرند – دختران نه سال و پسران پانزده سال – در اولين روز ماه رمضان هنگام افطار از والدينشان مي خواهند هديه اي به آنها بدهند تا افطار كنند و مي گويند اگر هديه اي ندهيد همان طور تشنه و گرسنه خواهيم ماند و به اين وسيله هديه اي از پدر و مادرشان دريافت مي كنند.

در دانسفان رامند قزوين نيز كودكان كمتر از پانزده سال نصف روز روزه مي گيرند و پدر و مادر به آنها مي گويند : " يك تكه پارچه آبي و يك تكه پارچه سفيد را با هم گره بزنيد و در آب قنات بيندازيد تا روزه شما كامل شود"در جهرم پدر و مادر به فرزند خردسالشان كه روزه مي گيرد مي گويند : " هر روز نصف روز روزه بگير آخر سر روزه هاي نصفه را مي دهيم استاد ملكي دوز به هم بدوزد و يك ملكي برايت درست كند." روز عيد فطر هم پدر براي فرزندش يك جفت ملكي مي خرد ودل او را شاد مي كند. اما اگرپدري مقدورش نباشد براي فرزندش هديه بخرد ، به او مي گويد :" درست روزه نگرفتي و نخ هايي كه استاد ملكي دوز با آن ملكي ( گيوه ) را دوخت پاره شده است." وبا اين حرف از ناراحتي فرزندش مي كاهد.

در صغاد آباده مادران به فرزندان نابالغشان كه روزه مي گيرند يك مرغ سياه و يك خروس سفيد كه معتقدند شگون دارد هديه مي دهند.

پدران و مادران كازروني نسبت به روزه گرفتن كودكانشان بسيار مقيد مي باشند وعقيده دارند اگر فرزندانشان را از كودكي به نماز و روزه عادت ندهند در بزرگي مشكل بتوان انتظار داشت كه وظايف شرعيشان را به جا آورند ودر روز قيامت مورد باز خواست خداوند قرار مي گيرند. وقتي مي خواهند بدانند بچه اي روزه است يا نه به زبانش نگاه مي كنند اگر كمي سفيد باشد علامت آن است كه چيزي نخورده و روزه دار است. اما اگر زبانش سرخ باشد مي گويند " روزه پس كوزه اي گرفتي " يعني روزه ات را پشت كوزه آ ب گرفتي . اين اصطلاح را در مورد اشخاص بالغ هم كه روزه خواري مي كنند به كار مي برند.

در سرايان فردوس به كودكان مي گويند:" روزه هاي نصفه شما را به ملائكه مي دهيم تا به هم بدوزند ." بچه ها هم تا ظهر روزه مي گيرند و ظهر ناهار مي خورند ومجدداً تا افطار جز آب چيزي نمي خورند. به بچه ها مي گويند آب نمك ندارد و روزه تان باطل نمي شود تا بچه ها ازتشنگي ناراحت نشوند. كودكاني كه مريض مي شوند مادر براي آن كه از نگراني فرزند بكاهد براي هر روز كه موفق نشود روزه بگيرد ده سير گندم به فقير مي دهد و به فرزندش مي گويد ملائكه درنامه اعمال او گناهي ثبت نمي كنند.

در روستاي قنيرجه گروس دختران هشت ساله و پسران ده ، دوازده ساله را به روزه گرفتن تشويق مي كنند و به آنان بره ، بزغاله يا گوساله ماده اي هديه مي كنند. به پسران ممكن است كره اسب ماده نيز بدهند. تمام زاد و ولد حيوان پيشكشي هم به آن پسر يا دختر تعلق مي گيرد و دختران هنگامي كه عروسي مي كنند آنها را باخود به خانه شوهر مي برند.

در اردكان يزد براي تشويق بچه اي كه روزه مي گيرد چيزي مي خرند يا يكي دو متر از باغچه خانه را به او مي دهند تا درخت يا سبزي بكارد. آنهايي هم كه باغ و ملكي دارند يكي دو درخت ميوه به فرزندشان كه روزه اول را گرفته است مي بخشند.

در برد سير كرمان بچه اي كه روزه اولش باشد افطار نمي خورد تا بزرگ خانواده به او " سرروزه اي " بدهد. سر روزه اي هديه اي است كه پدر و مادر درقبال روزه اول به فرزندشان مي دهند.

در مشهد تمام بچه ها مخصوصاً دخترها را از هفت سالگي وا دار مي كنند روزه بگيرند تا به روزه گرفتن عادت كنند وزماني كه روزه بر آنها واجب مي شود به زحمت نيفتند. سا ل اول فرزندشان را تشويق مي كنند يك روزه روزه " گنجشكي " بگيرد و سال دوم سه روز و به اين ترتيب هر سال كه مي گذرد چند روز به روزه او اضافه مي كنند.

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:41 |

خدا را شکر که تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم اين يعني او زنده و سالم در کنارم خوابيده .

خدا را شکر که ماليات مي پردازم اين يعني شغل و درامدي دارم و بيکار نيستم .

خدا را شکر که بايد ريخت و پاشهاي مهماني را جمع کنم اين يعني که من در ميان دوستانم بوده ام .

خدا را شکر که لباسهايم کمي برايم تنگ شده اين يعني که من به اندازه کافي غذا براي خوردن دارم .

خدا را شکر که در اخر روز از خستگي از پا مي افتم اين يعني توان سخت کار کردن را دارم .

خدا را شکر که بايد زمين را بشورم و پنجره ها را پاک کنم اين يعني اينکه من خانه دارم .

خدا را شکر که هر روز صبح با صداي زنگ ساعت از خواب بيدار ميشوم اين يعني که من هنوز زنده ام.

خدا را شکر که گاهي بيمار ميشوم اين يعني که بيشتر اوقات سالم هستم .

خدا را شکر که خريدن هدايا گاهي جيبم را خالي مي کند اين يعني من عزيزاني دارم که برايشان هديه مي خرم .

و الي اخر ...

(برگرفته از جايي)

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:41 |

نمازهاى وارده در اين ماه

علامه مجلسى_ رحمه الله عليه_ در زادالمعاد در فصل آخر اعمال ماه رمضان به نقل از مفاتيح الجنان نوشته است:
*
نماز شب اول, چهار ركعت, در هر ركعت بعد از حمد پانزده مرتبه توحيد.
*
نماز شب دوم, چهار ركعت, در هر ركعت بعد از حمد بيست بار انا انزلناه.
*
نماز شب سوم, ده ركعت, در هر ركعت حمد و پنجاه بار توحيد.
*
نماز شب چهارم,هشت ركعت, در هر ركعت بحمدبو بيست مرتبه انا انزلناه.
*
نماز شب پنجم,دو ركعت در هر ركعت حمد و پنجاه بار توحيد و بعد از سلام,صد مرتبه اللهم صل على محمد و آل محمد.
*
نماز شب ششم, چهار ركعت, در هر ركعت حمد و سوره تبارك الذى بيده الملك.
*
نماز شب هفتم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و سيزده مرتبه انا انزلناه.
*
نماز شب هشتم, دو ركعت, در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد و بعد از سلام هزار مرتبه سبحان الله.
*
نماز شب نهم,شش ركعت, ميان نماز شام و خفتن, در هر ركعت حمد و هفت مرتبه آيه الكرسى و پس از آن پنجاه مرتبه اللهم صل على محمد و آل محمد.
*
نماز شب دهم,بيست ركعت, در هر ركعت حمد و سى مرتبه توحيد.
*
نمازشب يازدهم, دو ركعت,در هر ركعت حمد و بيست بار انااعطيناك الكوثر.
*
نماز شب دوازدهم,هشت ركعت, در هر ركعت حمد و سى مرتبه انا انزلناه.
*
نماز شب سيزدهم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه توحيد.
*
نماز شب چهاردهم,شش ركعت, در هر ركعت حمد و سى مرتبه اذا زلزلت.
*
نماز شب پانزدهم,چهار ركعت, در دو ركعت اول بعد از حمد صد مرتبه توحيد و در دو ركعت ديگر پنجاه مرتبه توحيد.
*
نماز شب شانزدهم,دوازده ركعت, در هر ركعت حمد و دوازده مرتبه الهيكم
التكاثر.
*
نماز شب هفدهم, دو ركعت, در ركعت اول حمد و هر سوره كه خواهد و در ركعت دوم حمد و صد بار توحيد و بعد از سلام صد مرتبه لا اله الا الله.
*
نماز شب هجدهم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و بيست و پنج بار انا اعطيناك الكوثر.
*
نماز شب نوزدهم, پنجاه ركعت حمد و پنجاه مرتبه اذا زلزلت. و گويا مراد آن باشد كه در هر ركعت يك بار بخواند زيرا در يك شب دو هزار و پانصد بار اذا زلزلت خواندن دشوار است.
*
نماز شب بيستم و بيست و يكم و بيست و دوم و بيست و سوم و بيست و چهارم, در هر يك هشت ركعت به هر سوره اى كه ميسر شود.
*
نماز شب بيست و پنجم,هشت ركعت, در هر ركعت حمد و ده بار توحيد.
*
نماز شب بيست و ششم,هشت ركعت, در هر ركعت حمد و صد بار توحيد.
*
نماز شب بيست و هفتم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و تبارك الذى بيده الملك. و اگر نتوانست بيست مرتبه توحيد.
*
نماز بيست و هشتم,شش ركعت, در هر ركعت حمد و صد مرتبه آيه الكرسى وصد مرتبه توحيد و صد مرتبه كوثر و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد.
نماز شب بيست و هشتم موافق آنچه من يافتم بدين صورت است:
شش ركعت نماز كند به فاتحه الكتاب و ده مرتبه با آيه الكرسى و ده مرتبه كوثر و ده مرتبه قل هو الله احد و صد مرتبه صلوات بفرستد بر پيغمبر ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ صلوات بفرستد.
*
نماز بيست و نهم, دو ركعت, درهر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد.
*
نماز سى ام, دوازده ركعت, در هر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد و در پايان صد بار صلوات بر محمد و آل محمد, و اين نمازها همين طور كه گفته شد, هر دو ركعت يك سلام دارد

 

اول

 اعمالى است كه در هر شب و روز اين ماه به جا آورده مى شود:

_ سيد بن طاوس از حضرت امام جعفر صادق و امام موسى كاظم ـ عليهما السلام ـ آورده كه فرمودند: پس از هر فريضه اى در ماه رمضان مى خوانى :

اَللّـهُمَّ ارْزُقْني حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فِي عامي هذا وَفي كُلِّ عامٍ ما اَبْقَيْتَني في يُسْرٍ مِنْكَ وَعافِيَةٍ، وَسَعَةِ رِزْقٍ، وَلا تُخْلِني مِنْ تِلْكَ الْمواقِفِ الْكَريمَةِ، وَالْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ، وَزِيارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَفي جَميعِ حَوائِجِ الدُّنْيا وَالاَْخِرَةِ فَكُنْ لي، اَللّـهُمَّ اِنّي اَساَلُكَ فيـما تَقْضي وَتُقَدِّرُ مِنَ الاََمْرِ الَْمحْتُومِ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضاءِ الَّذي لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ تَكْتُبَني مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ، الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ، الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، واجْعَلْ فيـما تَقْضي وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطيلَ عُمْري، وَتُوَسِّعَ عَلَيَّ رِزْقي، وَتُؤدِّي عَنّي اَمانَتي وَدَيْني آمينَ رَبَّ الْعالَمين.

خدايا! در اين سال و هر سال, تا زمانى كه عمرم باقى است و در آسايش و گشايش روزى به سر مى برم, زيارت خانه ات ـ بيت الحرام ـ را نصيبم گردان. و مرا از درك موقف هاى گرامى و ديدن مكان هاى شريف و زيارت قبر پيغمبرت ـ كه درودت بر او و آلش باد ـ محروم مكن.

و در برآوردن جميع احتياجات دنيا و آخرتم يارىام كن. اى خدا! از تو درخواست مى كنم هر آنچه از قضا و قَدَرت را كه در شب قدر حتمى قرار دادى و ديگر برگشت و تغييرى نمى پذيرد, مرا از حجاج بيت الحرامت قرار دهى. حاجيانى كه حجشان پسنديده, سعيشان پذيرفته, گناهانشان آمرزيده و اعمال بدشان بخشيده شده است. و عمر طولانى در راه بندگى ات وروزىام را فراوان قرار ده و امانت ها و قرضم را ادا فرما.
-
هم چنين دنبال نمازها مى خوانى :

يا عَلِيُّ يا عَظيمُ، يا غَفُورُ يا رَحيمُ، اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظيمُ الَّذي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ، وَهذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَكَرَّمْتَهْ، وَشَرَّفْتَهُ وَفَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ، وَهُوَ الشَّهْرُ الَّذي فَرَضْتَ صِيامَهُ عَلَيَّ، وَهُوَ شَهْرُ رَمَضانَ، الَّذي اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ، هُدىً لِلنّاسِ وَبَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانَ، وَجَعَلْتَ فيهِ لَيْلَةَ الْقَدْرِ، وَجَعَلْتَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ، فَيا ذَا الْمَنِّ وَلا يُمَنُّ عَلَيْكَ، مُنَّ عَلَيَّ بِفَكاكِ رَقَبَتي مِنَ النّارِ فيمَنْ تَمُنَّ عَلَيْهِ، وَاَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ .

اى خداى بلند مقام, اى بزرگوار, اى آمرزنده,اى مهربان! تويى خداى بزرگ كه هيچ مانندى ندارد و به گفتار و كردار خلق شنوا و بينا است. و اين ماهى كه مقامش را بلند گردانيدى و بر ديگر ماه ها كرامت و شرافت بخشيدى, و روزه اش را بر من واجب گردانيدى, ماه رمضان است.

ماهى كه در آن قرآن را براى راهنمايى مردم و نشان دادن راه هدايت و جدا نمودن حق از باطل فرو فرستادى و شب قدر را در اين ماه مقرر داشتى و نيز آن شب را بر هزار ماه برترى دادى; پس اى خداى صاحب منت كه هيچ كس بر تو منت ندارد, در ميان آن همه بندگانت كه منت گزارده اى بر من منت گزار و از آتش دوزخ نجات بخش و به بهشت هميشگى داخل گردان! به حق رحمت بى پايانت اى مهربان ترين مهربانان.
-
و شيخ كفعمى در مصباح و بلدالامين و شيخ شهيد در مجموعه از حضرت رسول (ص)نقل كرده اند كه آن حضرت فرمود: هر كه اين دعا را در ماه رمضان بعد ازهرنماز واجبى بخواند, حق تعالى گناهان او را تا روز قيامت بيامرزد, و دعا اين است:

 

اَللّـهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ اَللّـهُمَّ اَغْنِ كُلَّ فَقيرٍ، اَللّـهُمَّ اَشْبِعْ كُلَّ جائِعٍ، اَللّـهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيانٍ، اَللّـهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدينٍ، اَللّـهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ، اَللّـهُمَّ رُدَّ كُلَّ غَريبٍ، اَللّـهُمَّ فُكَّ كُلَّ اَسيرٍ، اَللّـهُمَّ اَصْلِحْ كُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمينَ، اَللّـهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَريضٍ، اللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناكَ، اَللّـهُمَّ غَيِّر سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِكَ، اَللّـهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَاَغْنِنا مِنَ الْفَقْرِ، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ .

اى خدا تو بر اهل قبرها نشاط و شادمانى عطا كن; فقيران را بى نياز گردان; خدايا گرسنگان را سير گردان; برهنگان را لباس بپوشان; خدا بدهى برهكاران را ادا فرما; سوگواران را دل شاد ساز; خدايا هر غريبى را به وطن باز رسان; هر اسيرى را آزادى بخش; خدايا فسادگران در كار مسلمانان را اصلاح فرما; بيماران را شفا عنايت كن; اى خدا به غناى خود جلو فقر ما را ببند; بدىهاى ما را به خوبى صفات خودت تغيير ده; خدايا ديَن ما را ادا فرما و نادارى ما را به دارايى و بى نيازى بدل گردان كه تو بر هر چيز توانايى.

ـ دوم

كارهايى كه در شب هاى ماه رمضان بايد به جا آورد; و آن چند چيز است:

اول: افطار كه مستحب است بعد از نماز, صورت گيرد; مگر آن كه ضعف براو غلبه كرده باشد يا جمعى منتظر باشند.

دوم: با چيز پاكيزه و حلال و به دور از شبهات افطار نمايد. و بهتر آن است كه با
خرماى حلال افطار كند تا ثواب نمازش چهارصد برابر گردد. اگر با خرما, آب, رطب, شير, حلوا, نبات و با آب گرم, و يا هر كدام از اين ها افطار كند, نيز خوب است.

سوم: هنگام افطار دعاهاى وارده در اين باره را بخواند; از جمله آن كه بگويد:

اللهم لك صمت و على رزقك افطرت و عليك توكلت(خدايا براى تو روزه گرفتم و با روزى تو افطار مى كنم و بر تو توكل دارم. تا خدا ثواب هر كسى را كه در اين روز روزه داشته است, به او عطا كند, و اگر دعاى اللهم رب النور العظيم را كه سيد و كفعمى روايت كرده اند بخواند, فضيلت بسيار يابد.

و روايت شده كه حضرت امير المومنين على (ع) هر گاه مى خواست افطار كند مى گفت:

بسم الله; اللهم لك صمنا و على رزقك افطرنا, فتقبل منا انك السميع العليم.

به نام خدا. خدايا براى تو روزه گرفتيم و به روزى تو افطار كرديم; پس از ما قبول كن, زيرا كه تو شنواى دانايى.

چهارم: هنگام لقمه اول بگويد :بسم الله الرحمن الرحيم; يا واسع المغفرة اغفر لى به نام خداوند بخشاينده مهربان; اى كه آمرزش باو گسترده است, بيامرز مرا. تا خدا او را بيامرزد. و در خبر است كه در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان, خدا هزار هزار كس را از آتش جهنم آزاد مى كند; پس از حق تعالى بخواه كه تو را يكى از آن ها قرار دهد.

پنجم: در وقت افطار سوره قدر بخواند.

ششم: در وقت افطار صدقه بدهد و سپس روزه داران را افطار دهد; اگر چه به چند
دانه خرما يا شربتى آب باشد. و از حضرت رسول (ص) روايت شده كسى كه روزه دارى را افطار دهد, مثل اجر آن روزه دار براى وى خواهد بود; بدون آن كه چيزى از آن كم شود. و نيز از آنِ او خواهد بود ثواب كار نيكويى كه به جا آورد آن افطار كرده كه فرمود: موءمنى كه لقمه اى را در ماه رمضان به موءمنى بدهد, حق تعالى براى او اجر كسى را مى نويسد كه سى بندهء موءمن آزاد كرده باشد و نيز از آن او است نزد حق تعالى يك دعاى پذيرفته شده.

هفتم: در هر شب خواندن هزار مرتبه انا انزلناه آمده است.

هشتم: اگر ممكن باشد در هر شب صد مرتبه حم دخان را بخواند.

نهم: در هر شب از ماه رمضان دعاى افتتاح بخواند.

دهم: در خبر آمده كه هر كس در هر شب از ماه رمضان سوره انا فتحنا را در نمازمستحبى بخواند آن سال حفاظت مى گردد. و از اعمالى كه مستحب است در شب هاى ماه رمضان به جا آورده شود, خواندن هزار ركعت نماز در سرتاسر اين ماه است.

سوم

كارهاى مربوط به سحرهاى ماه مبارك رمضان است. و آن چند كار است

اول: سحرى خوردن, و سحرى را ترك نكند, اگر چه با يك دانه خرماى زبون يايك ليوان آب باشد. و بهترين سحرها سويق يعنى قاووت و خرما است. و در خبر آمده كه حق تعالى و ملائكه صلوات مى فرستند بر كسانى كه در سحرها استغفار مى كنند, و سحوى مى خورند.

دوم: سوره انا انزلناه در وقت سحرها بخواند, كه هر كس اين سوره رادر وقت افطار كردن و سحر بخواند گويى ثواب كسى را دارد كه در راه خدا در خون خود بغلتد.

سوم: بخواند دعاى شريفى را كه از حضرت امام رضا(ع) نقل شده كه
فرموده اند: اين دعايى است كه حضرت امام محمد باقر(ع) در سحرهاى ماه رمضان (دعاى سحر)مى خواندند. اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ بَهائِكَ بِاَبْهاهُ وَكُلُّ بَهائِكَ بَهِىٌّ....

 

دعاى سحرهاى ماه مبارك رمضان

 

اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ بَهائِكَ بِاَبْهاهُ وَكُلُّ بَهائِكَ بَهِىٌّ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِبَهائِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِاَجْمَلِهِ وَكُلُّ جَمالِكَ جَميلٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِجَمالِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِاَجَلِّهِ وَكُلُّ جَلالِكَ جَليلٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّي أسْاَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِاَعْظَمِها وَكُلُّ عَظَمَتِكَ عَظَيمَةٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها، اَللّـهُمَّ اِنّي أسَأَلُكَ مِنْ نُورِكَ بِاَنْوَرِهِ وَكُلُّ نُورِكَ نَيِّرٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِاَوْسَعِها وَكُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَةٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها، اَللّـهُمَّ اِنّي أسْاَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاَتَمِّها وَكُلُّ كَلِماتِكَ تامَّةٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّهَا، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِاَكْمَلِهِ وَكُلُّ كَمالِكَ كامِلٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ اَسمائِكَ بِاَكْبَرِها وَكُلُّ اَسْمائِكَ كَبيرَةٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِاَسْمائِكَ كُلِّها، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ باَعَزِّها وَكُلُّ عِزَّتِكَ عَزيزَةٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِاَمْضاها وَكُلُّ مَشِيَّتِكَ ماضِيَةٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّها، اَللّـهُمَّ اِنّي أسْاَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتي اسْتَطَلْتَ بِها عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطيلَةٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّها، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِاَنْفَذِهِ وَكُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِاَرْضاهُ وَكُلُّ قَوْلِكَ رَضِيٌّ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ مَسائِلِكَ بِاَحَبِّها اِلَيْكَ وكلها اِلَيْكَ حَبيبَةٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِمَسائِلِكَ كُلِّها، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِاَشْرَفِهِ وَكُلُّ شَرَفِكَ شَريفٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ سُلْطانِكَ بِاَدْوَمِهِ وَكُلُّ سُلطانِكَ دائِمٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِسُلْطانِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِاَفْخَرِهِ وَكُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ عُلُوِّكَ بِاَعْلاهُ وَكُلُّ عُلُوِّكَ عالٍ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِاَقْدَمِهِ وَكُلُّ مَنِّكَ قَديمٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِمَنِّكَ كُلِّهِ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ مِنْ اياتِكَ بِاَكْرَمِها وَكُلُّ آياتِكَ كَريمَةٌ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِآياتِكَ كُلِّها، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِما اَنْتَ فيهِ مِنَ الشَّأنِ وَالْجَبَرُوتِ، وَاَسْاَلُكَ بِكُلِّ شَأْنٍ وَحْدَهُ جَبَرُوتٍ وَحْدَها، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِما تُجيبُني بِهِ حينَ اَسْاَلُكَ فَاَجِبْني يا اَللهُ .

دعاى افتتاح

اَللّـهُمَّ اِنّي اَفْتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمْدِكَ، وَاَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَّنِكَ، وَاَيْقَنْتُ اَنَّكَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ في مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ، وَاَشَدُّ الْمُعاقِبينَ في مَوْضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ، وَاَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرِينَ في مَوْضِعِ الْكِبْرياءِ وَالْعَظَمَةِ، اَللّـهُمَّ اَذِنْتَ لي في دُعائِكَ وَمَسْأَلَتِكَ فَاسْمَعْ يا سَميعُ مِدْحَتي، وَاَجِبْ يا رَحيمُ دَعْوَتي، وَاَقِلْ يا غَفُورُ عَثْرَتي، فَكَمْ يا اِلهي مِنْ كُرْبَةٍ قَدْ فَرَّجْتَها وَهُمُومٍ قَدْ كَشَفْتَها، وَعَثْرَةٍ قَدْ اَقَلْتَها، وَرَحْمَةٍ قَدْ نَشَرْتَها، وَحَلْقَةِ بَلاءٍ قَدْ فَكَكْتَها، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلا وَلَداً، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ في الْمُلْكِ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبيراً، اَلْحَمْدُ للهِ بِجَميعِ مَحامِدِهِ كُلِّهَا، عَلى جَميعِ نِعَمِهِ كُلِّها اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي لا مُضادَّ لَهُ في مُلْكِهِ، وَلا مُنازِعَ لَهُ في اَمْرِهِ، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي لا شَريكَ لَهُ في خَلْقِهِ، وَلا شَبيهَ لَهُ في عَظَمَتِهِ، اَلْحَمْدُ للهِ الْفاشي في الْخَلْقِ اَمْرُهُ وَحَمْدُهُ، الظّاهِرِ بِالْكَرَمِ مَجْدُهُ، الْباسِطِ بِالْجُودِ يَدَهُ، الَّذي لا تَنْقُصُ خَزائِنُهُ، وَلا تَزيدُهُ كَثْرَةُ الْعَطاءِ إلاّ جُوداً وَكَرَماً، اِنَّهُ هُوَ الْعَزيزُ الْوَهّابُ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ قَليلاً مِنْ كَثيرٍ، مَعَ حاجَةٍ بي اِلَيْهِ عَظيمَةٍ وَغِناكَ عَنْهُ قَديمٌ، وَهُوَ عِنْدي كَثيرٌ، وَهُوَ عَلَيْكَ سَهْلٌ يَسيرٌ، اَللّـهُمَّ اِنَّ عَفْوَكَ عَنْ ذَنْبي، وَتَجاوُزَكَ عَنْ خَطيـئَتي، وَصَفْحَكَ عَنْ ظُلْمي وَسِتْرَكَ على قَبيحِ عَمَلي، وَحِلْمَكَ عَنْ كَثيرِ جُرْمي، عِنْدَ ما كانَ مِنْ خَطأي وَعَمْدي، اَطْمَعَني في اَنْ اَسْأَلَكَ ما لا اَسْتَوْجِبُهُ مِنْكَ، الَّذي رَزَقْتَني مِنْ رَحْمَتِكَ، وَاَرَيْتَني مَنْ قُدْرَتِكَ، وَعَرَّفْتَني مِنْ اِجابَتِكَ، فَصِرْتُ اَدْعُوكَ آمِناً، وَاَسْاَلُكَ مُسْتَأنِساً، لا خائِفاً وَلا وَجِلاً، مُدِلاًّ عَلَيْكَ فيـما قَصَدْتُ فيهِ اِلَيْكَ، فَاِنْ اَبْطأَ عَنّي عَتَبْتُ بِجَهْلي عَلَيْكَ، وَلَعَلَّ الَّذي اَبْطأَ عَنّي هُوَ خَيْرٌ لي لِعِلْمِكَ بِعاقِبَةِ الاُْمُورِ، فَلَمْ اَرَ مَوْلاً كَريماً اَصْبَرَ عَلى عَبْدٍ لَئيمٍ مِنْكَ عَلَيَّ يا رَبِّ، اِنَّكَ تَدْعُوني فَاُوَلّي عَنْكَ، وَتَتَحَبَّبُ اِلَيَّ فَاَتَبَغَّضُ اِلَيْكَ، وَتَتَوَدَّدُ اِلَىَّ فَلا اَقْبَلُ مِنْكَ، كَاَنَّ لِيَ التَّطَوُّلَ عَلَيْكَ، فَلَمْ يَمْنَعْكَ ذلِكَ مِنَ الرَّحْمَةِ لي، وَالاِْحْسانِ اِلَىَّ، وَالتَّفَضُّلِ عَلَيَّ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ، فَارْحَمْ عَبْدَكَ الْجاهِلَ وَجُدْ عَلَيْهِ بِفَضْلِ اِحْسانِكَ اِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ، اَلْحَمْدُ للهِ مالِكِ الْمُلْكِ، مُجْرِي الْفُلْكِ، مُسَخِّرِ الرِّياحِ، فالِقِ الاِْصْباحِ، دَيّانِ الدّينِ، رَبِّ الْعَالَمينَ، اَلْحَمْدُ للهِ عَلى حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ، وَالْحَمْدُ للهِ عَلى عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ، وَالْحَمْدُ للهِ عَلى طُولِ اَناتِهِ في غَضَبِهِ، وَهُوَ قادِرٌ عَلى ما يُريدُ، اَلْحَمْدُ للهِ خالِقِ الْخَلْقِ، باسِطِ الرِّزْقِ، فاِلقِ اَلاِْصْباحِ ذِي الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ وَالْفَضْلِ وَالاِْنْعامِ، الَّذي بَعُدَ فَلا يُرى، وَقَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوى تَبارَكَ وَتَعالى، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي لَيْسَ لَهُ مُنازِعٌ يُعادِلُهُ، وَلا شَبيهٌ يُشاكِلُهُ، وَلا ظَهيرٌ يُعاضِدُهُ قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الاَْعِزّاءَ، وَتَواضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَماءُ، فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ ما يَشاءُ، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي يُجيبُني حينَ اُناديهِ، وَيَسْتُرُ عَلَيَّ كُلَّ عَورَةٍ وَاَنَا اَعْصيهِ، وَيُعَظِّمُ الْنِّعْمَةَ عَلَيَّ فَلا اُجازيهِ، فَكَمْ مِنْ مَوْهِبَةٍ هَنيئَةٍ قَدْ اَعْطاني، وَعَظيمَةٍ مَخُوفَةٍ قَدْ كَفاني، وَبَهْجَةٍ مُونِقَةٍ قَدْ اَراني، فَاُثْني عَلَيْهِ حامِداً، وَاَذْكُرُهُ مُسَبِّحاً، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي لا يُهْتَكُ حِجابُهُ، وَلا يُغْلَقُ بابُهُ، وَلا يُرَدُّ سائِلُهُ، وَلا يُخَيَّبُ آمِلُهُ، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي يُؤْمِنُ الْخائِفينَ، وَيُنَجِّي الصّالِحينَ، وَيَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفينَ، وَيَضَعُ الْمُسْتَكْبِرينَ،يُهْلِكُ مُلُوكاً وَيَسْتَخْلِفُ آخَرينِ، وَالْحَمْدُ للهِ قاِصمِ الجَّبارينَ، مُبيرِ الظّالِمينَ، مُدْرِكِ الْهارِبينَ، نَكالِ الظّالِمينَ صَريخِ الْمُسْتَصْرِخينَ، مَوْضِعِ حاجاتِ الطّالِبينَ، مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنينَ، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي مِنْ خَشْيَتِهِ تَرْعَدُ السَّماءُ وَسُكّانُها، وَتَرْجُفُ الاَْرْضُ وَعُمّارُها، وَتَمُوجُ الْبِحارُ وَمَنْ يَسْبَحُ في غَمَراتِها، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا اَنْ هَدانَا اللّهُ، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي يَخْلُقُ، وَلَمْ يُخْلَقْ وَيَرْزُقُ، وَلا يُرْزَقُ وَيُطْعِمُ، وَلا يُطْعَمُ وَيُميتُ الاَْحياءَ وَيُحْيِي الْمَوْتى وَهُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ، وَاَمينِكَ، وَصَفِيِّكَ، وَحَبيبِكَ، وَخِيَرَتِكَ مَنْ خَلْقِكَ، وَحافِظِ سِرِّكَ، وَمُبَلِّغِ رِسالاتِكَ، اَفْضَلَ وَاَحْسَنَ، وَاَجْمَلَ وَاَكْمَلَ، وَاَزْكى وَاَنْمى، وَاَطْيَبَ وَاَطْهَرَ، وَاَسْنى وَاَكْثَرَ ما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ، وَتَحَنَّنْتَ وَسَلَّمْتَ عَلى اَحَدٍ مِن عِبادِكَ وَاَنْبِيائِكَ وَرُسُلِكَ، وَصِفْوَتِكَ وَاَهْلِ الْكَرامَةِ عَلَيْكَ مِن خَلْقِكَ، اَللّـهُمَّ وَصَلِّ عَلى عَليٍّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ، وَوَصِيِّ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمينَ، عَبْدِكَ وَوَليِّكَ، وَاَخي رَسُولِكَ، وَحُجَّتِكَ عَلى خَلْقِكَ، وَآيَتِكَ الْكُبْرى، وَالنَّبأِ الْعَظيمِ، وَصَلِّ عَلَى الصِّدّيقَةِ الطّاهِرَةِ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ، وَصَلِّ عَلى سِبْطَيِ الرَّحْمَةِ وَاِمامَيِ الْهُدى، الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبابِ اَهْلِ الْجَّنَةِ، وَصَلِّ عَلى اَئِمَّةِ الْمُسْلِمينَ، عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ، وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ، وَعَلِيِّ بْنِ مُوسى، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ، وَعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ، وَالْخَلَفِ الْهادي الْمَهْدِيِّ، حُجَجِكَ عَلى عِبادِكَ، وَاُمَنائِكَ في بِلادِكَ صَلاةً كَثيرَةً دائِمَةً اَللّـهُمَّ وَصَلِّ عَلى وَلِيِّ اَمْرِكَ الْقائِمِ الْمُؤَمَّلِ، وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ، وَحُفَّهُ بِمَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبينَ، وَاَيِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ يا رَبَّ الْعالَمينَ، اَللّـهُمَّ اجْعَلْهُ الدّاعِيَ اِلى كِتابِكَ، وَالْقائِمَ بِدينِكَ، اِسْتَخْلِفْهُ في الاَْرْضِ كَما اسْتَخْلَفْتَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِ، مَكِّنْ لَهُ دينَهُ الَّذي ارْتَضَيْتَهُ لَهُ، اَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ اَمْناً يَعْبُدُكَ لا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئاً، اَللّـهُمَّ اَعِزَّهُ وَاَعْزِزْ بِهِ، وَانْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ، وَانْصُرْهُ نَصْراً عَزيزاً، وَاْفتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسيراً، وَاجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصيراً، اَللّـهُمَّ اَظْهِرْ بِهِ دينَكَ، وَسُنَّةَ نَبِيِّكَ، حَتّى لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيءٍ مِنَالْحَقِّ، مَخافَةَ اَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ اَللّـهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَيْكَ في دَوْلَةٍ كَريمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فيها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِكَ، وَالْقادَةِ اِلى سَبيلِكَ، وَتَرْزُقُنا بِها كَرامَةَ الدُّنْيا وَالاَْخِرَةِ، اَللّـهُمَّ ما عَرَّفْتَنا مِن الْحَقِّ فَحَمِّلْناهُ، وَما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ، اَللّـهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعَثَنا، وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا، وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا، وَكَثِّرْبِهِ قِلَّتَنا، وَاَعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنا، وَاَغْنِ بِهِ عائِلَنا، وَاَقْضِ بِهِ عَنْ مَغْرَمِنا، وَاجبُرْ بِهِ فَقْرَنا، وَسُدَّ بِهِ خَلَّتَنا، وَيَسِّرْ بِهِ عُسْرَنا، وَبَيِّضْ بِهِ وُجُوهَنا، وَفُكَّ بِهِ اَسْرَنا، وَاَنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنا، وَاَنْجِزْ بِهِ مَواعيدَنا، وَاسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنا، وَاَعْطِنا بِهِ سُؤْلَنا، وَبَلِّغْنا بِهِ مِنَ الدُّنْيا وَالاَْخِرَةِ آمالَنا، وَاَعْطِنا بِهِ فَوْقَ رَغْبَتِنا، يا خَيْرَ الْمَسْؤولينَ وَاَوْسَعَ الْمُعْطينَ، اِشْفِ بِهِ صُدُورَنا، وَاَذْهِبْ بِهِ غَيْظَ قُلُوبِنا، وَاهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِاِذْنِكَ، اِنَّكَ تَهْدي مَنْ تَشاءُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ، وَانْصُرْنا بِهِ عَلى عَدُوِّكَ وَعَدُوِّنا اِلـهَ الْحَقِّ آمينَ، اَللّـهُمَّ اِنّا نَشْكُو اِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَغَيْبَةَ وَلِيِّنا، وَكَثْرَةَ عَدُوِّنا، وَقِلَّةَ عَدَدِنا، وَشِدّةَ الْفِتَنِ بِنا، وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَاَعِنّا عَلى ذلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ، وَبِضُرٍّ تَكْشِفُهُ، وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ، وَرَحْمَةٍ مِنْكَ تَجَلِّلُناها وَعافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُناها، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ .

 

 

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:40 |

 

جاهايى كه نماز و روزه ى مسافر با هم فرق دارند


1ـ در اماكن اربعه (مسجد الحرام, مسجد النبى, مسجد كوفه, حرم امام حسين (ع) بايد افطار كند ولى نماز را مى تواند تمام يا شكسته بخواند .

2ـ اگر بعد از ظهر مسافرت كند بايد روزه اش را ادامه دهد ولى نماز را بايدشكسته بخواند.
3ـ اگر مسافر بعدازظهر به وطن برسد بايد روزه را افطار كند ولى اگر نماز نخوانده بايد تمام بخواند.
س ـ اگر روزه دار از كشورى به كشور ديگر مسافرت نمايد كه كاملاً از نظر افق متفاوتند مثل اينكه از ايران دو ساعت به افطار مانده حركت كند اما وقتى كه در امريكا پياده مى شود ده ساعت به افطار مانده است البته امكان دارد در بين راه به جايى برسد كه تساوى افق با ايران يا شهرى كه از آنجا به قصد آمريكا حركت كرده داشته باشد در موقع ورود به امريكا وظيفه ى اين شخص چيست؟

ج : در هر صورت اگر قبل از ظهر به آنجا برسد حكم مسافر دارد كه اگر مى داند ده روز در آنجا مى ماند و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده نمى تواند افطار كند. (اراكى)

 

كسانى كه روزه بر آنها واجب نيست


1ـ حائض (زنى كه در ايام حيض به سر مى برد)
2ـ نفسا (زنى كه به واسطه ى وضع حمل خون نفاس ديده است)
3ـ ديوانه ى ادوارى (ول در قسمتى از روزه) و ديوانه ى دائمى.
4ـ كسيكه در حال بيهوشى ميباشد.
5ـ بچه اى كه به حدّ بلوغ نرسيده باشد. سن بلوغ براى پسر پانزده سال تمام و براى دختر نه سال تمام مى باشد.
6ـ مسافرى كه نمازش شكسته است در اين حالات :

الف ـ بعد از ظهر به وطن رسيده است.
ب ـ قبل از ظهر به وطن برسد اما مبطلى انجام داده است.
ج ـ قبل از ظهر از وطن از حد ترخص خارج شده باشد.
7ـ پير مرد يا پير زن :
الف ـ گرفتن روزه برايش ممكن نباشد.
ب ـ گرفتن روزه برايش مشقت داشته باشد.
(اراكى/ 1758)
8ـ كسى كه مرض عطاش دارد :
الف ـ نمى تواند از خوردن آب خوددارى نمايد.
ب ـ خوددارى برايش دشوار است.
(اراكى/ 1760)
9ـ زنى كه نزديك وضع حملش است و روزه گرفتن براى خودش يا بچه اش ضرر دارد.
(اراكى/ 1761)
10ـ كسى كه بيمارى يا چشم درد دارد :

الف ـ يقين دارد روزه برايش ضرر دارد.
ب ـ احتمال ضرر مى دهد توإم با خوف
11ـ زنى كه بچه شير مى دهد و شير او كم است و روزه گرفتن براى خود او يا بچه اش ضرر دارد.
(اراكى/ 1762)

 

مواردى كه مستحب است انسان از كارهايى كه روزه را باطل مى كنند خوددارى نمايد


1ـ مسافرى كه در سفر كارى را كه روزه را باطل مى كند انجام داده و قبل از ظهر به وطن يا جائى كه مى خواهد ده روز تمام در آن محل بماند, برسد.
2ـ مسافرى كه بعد از ظهر به وطن يا به جايى كه مى خواهد ده روز بماند, برسد.
3ـ مريضى كه قبل از ظهر خوب شده و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام داده باشد.
4ـ مريضى كه بعد از ظهر خوب شود.
5ـ زنى كه بين روز از خون حيض يا نفاس پاك شود.
6ـ كافرى كه در روز ماه مبارك رمضان مسلمان شود

 

زكات فطره


كسى كه موقع غروب شب عيد فطر بالغ و عاقل و هوشيار است و فقير و بنده ى كس ديگر
نيست بايد براى خودش و كسانى كه نان خور او هستند, هر نفرى يك صاع كه تقريباً سه كيلو, گندم يا جو يا خرما يا كشمش يا برنج يا ذرت و مانند اينها به مستحق بدهند و اگر پول يكى از اينها را هم بدهد كافى است.

 

شرايط وجوب زكات فطره
1ـ شخص عاقل باشد.
2ـ بالغ باشد.
3ـ هوشيار باشد.
4ـ آزاد باشد.
5ـ فقير نباشد.
(امام 1991/, اراكى 2020/, گلپايگانى 1999/.)
توضيح اينكه اگر كسب بچه ى نابالغ دارد يا فرزند ديوانه اى دارد بايد فطره ى او را بدهد.

كسانى كه زكات فطره ى آنها لازم است داده شود
1ـ خود انسان.
2ـ كسانى كه نان خور او هستند.
3ـ كسانى كه شب عيد فطر نان خور او محسوب مى شوند:
كوچك باشد يا بزرگ
مسلمان باشد يا كافر
خرج آنها با او واجب باشد يا نباشد.
در شهر خود او باشند يا شهر ديگر.

تذكرات :
1ـ انسان بايد زكات فطره را به قصد قربت و براى انجام فرمان خداوند عالم بدهد و موقعى كه مى پردازد بايد نيت دادن فطره كند.
(امام 2024/, اراكى 2053/,گلپايگانى 2032/.)
2ـ مقدار زكات فطره : براى هر نفر يك صاع كه تقريباً سه كيلوگرم است.
3ـ جنس زكات فطره : خوردنى و متعارف باشد مثل گندم ـ جو ـ خرما ـ كشمش ـ ذرت و مانند اينها و اگر پول يكى را بدهد كافى است.
(امام 1991/, گلپايگانى 1999/, اراكى 2020/.)
4ـ وقت پرداخت از شب عيد تا ظهر روز عيد است و بهتر است در روز عيد پرداخت شود. و اگر نماز عيد مى خواند بنابر احتياط واجب قبل از نماز پرداخت نمايد يا كنار بگذارد.(گلپايگانى 3820/.)
5ـ فطره ى مهمانى كه بعد از غروب شب عيد فطر وارد مى شود بر صاحب خانه واجب نيست
اگر چه بيش از غروب او را دعوت كرده باشد و خانه ى او هم افطار كند.
(اراكى 2058/, 2026, امام 1997/, 2029.)

كسانى كه زكات فطره بر آنان واجب نيست
1ـ ديوانه (اگر نان خور ديگرى باشد بايد او فطره اش را بدهد)
2ـ بچه (نان خور هر كس است بايد او فطره ى آن بچه را بدهد)
3ـ بيهوش : (اگر نان خور ديگرى نباشد)
4ـ كافرى كه بعد از غروب شب عيد فطر مسلمان شده است
5ـ فقير
6ـ كسى كه ديگرى بايد فطره ى او را بدهد واجب نيست فطره ى خود را بدهد.

مصرف زكات فطره
1ـ فقير ( كسى كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد)
2ـ مسكين : ( كسى كه از فقير بينواتر است)
3ـ كسى كه از طرف امام يا نائب امام مإمور جمع آورى زكات است.
4ـ كفّارى كه اگر زكات به آنها بدهند به اسلام مايل مى شوند.
5ـ خريدارى بنده ها و آزاد نمودن آنها.
6ـ فى سبيل الله امور خيريه , مسجد و ...
7ـ بدهكارى كه نمى تواند قرض خود را بدهد.
8ـ ابن السبيل : مسافرى كه در سفر درمانده است .

تذكرات :
1ـ فقيرى كه فطره به او مى دهند لازم نيست عادل باشد ولى احتياط واجب آن است كه به شرابخوار و كسى كه آشكار معصيت كبيره مى كند فطره ندهند.
(امام 2016/.)
2ـ به كسى كه فطره را در معصيت مصرف مى كند نبايد فطره بدهند.
(امام 2017/.)
3ـ اگر فطره را كنار بگذارد , نمى تواند آن را براى خودش بردارد و مالى ديگر را براى فطره بگذارد.
(اراكى 2061/.)
4ـ كسيكه سيّد نيست نمى تواند به سيّد فطره بدهد حتّى اگر سيّدى نان خور او باشد نمى تواند فطره او را به سيّد ديگر بدهد.
5- مسلمانى كه شيعه نبود و بعد از ديدن ماه شيعه شده بايد زكات فطره را بپردازد.
(امام 2009/, اراكى 2038/, گلپايگانى 2017/.)
6- اگر زكات به يكى از اين هشت مصرف برسد كافى است ولى احتياط واجب آن است كه به فقراى شيعه بدهند. 
(گلپايگانى 2022/)
ولى احتياط مستحب آن است كه به فقرإ شيعه بدهند.
(اراكى 2043/)

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:39 |

شب قدر واژه‌اي قرآني است. اين شب در قرآن، در سوره قدر، با صفت «مباركه» ياد شده و بهتر از هزار ماه دانسته شده است.

 « انا انزلنه في ليله مباركه» و «ليله القدر خير من الف شهر »

(ما قرآن را در شب مبارك فرو فرستاديم) و (شب قدر از هزار ماه برتر است) .

 

در شب قدر، همه امورات عالم اندازه‌گيري مي‌شود و به تصويب حجت خدا در هر زمان مي‌رسد. دقيقاً معلوم نيست شب قدر كدام شب است؛ گروهي آن را در طول سال محتمل مي‌دانند و گروهي در ماه رمضان، گروهي يكي از 12 شب آخر اين ماه و گروهي يكي از شب‌هاي بيست و يكم، بيست و سوم و نوزدهم ماه رمضان را شب قدر مي‌دانند. شيعيان نيز عموماً شب بيست و سوم را شب قدر مي‌دانند. اين شب داراي اعمال فراواني است كه در كتب دعايي مذكور است. خوابيدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داري در آن مستحب است. بنا بر روايات، روز قدر هم به اندازه شب قدر ارجمند است. دعا و استغفار در شب قدر، وظيفه دانسته شده است و رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم بر دعا در آن و طلب عافيت از خداوند تأكيد فرموده است.

فضيلت شب قدر

شب قدر از شب‌هاي مقدس و متبرك اسلامي است. خداوند در قرآن مجيد از آن به بزرگي ياد كرده و سوره‌اي نيز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبي به خوبي و فضيلت شب قدر نمي‌رسد. اين شب شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائكه و روح نيز نام گرفته است. عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در اين شب، مقدرات يك سال انسان‌ها و روزي‌ها، عمرها و امور ديگر مشخص مي‌شود.

ملائكه در اين شب بر زمين فرود مي‌آيند، نزد امام زمان عليه السلام مي‌روند و آنچه را براي بندگان مقدر شده بر ايشان عرضه مي‌دارند.

شب‌زنده‌داري و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در اين شب، بسيار توصيه و تأكيد شده است. در بعضي از تفاسير آمده است كه روزي پيامبر اكرم فرمود:«يكي از بني اسرائيل لباس جنگ پوشيد و هزار ماه (هشتاد سال) از تن بيرون نياورد و پيوسته مشغول يا آماده جهاد في سبيل الله بود.» ياران پيامبر تعجب كردند و آرزو كردند چنين فضيلت و افتخاري براي آنها نيز ميسر شود؛ در اين هنگام بود كه سوره قدر نازل شد و بيان شد كه « شب قدر از هزار ماه عبادت و جهاد برتر است.

 

منابع:

-الميزان، ج 18، ص 138

- مفاتيح الجنان

-تفسير نمونه ج 27 ص 181

- مجمع البيان ج 10 ص 405

 

كعبه اي به نام شب قدر

شبانگاهان كه خورشيد رخ در نقاب غروب مي كشد و تاريكي دامن مي گسترد، مرگ رنگ فرا مي رسد، رنگ ها كه درروز تمام چشم راپر مي كردند وديدن وراي آن را مانع مي شدند، با رفتن خورشيد ، رخت بربسته ، ديدن بي واسطه را ارزاني مي دارند. رنگ ها خود پوشاننده حقايقند . ولي تاريكي درغياب رنگ ، اسرار را هويدا مي سازد البته نه براي همگان كه براي خاصان. شب قدر كه شاه شب همه ايام است رستن از تمام رنگ ها و وابستگي ها و پيو ستن به حقيقت و بي رنگي است. " شب است خلوت توحيد وروز شرك وعدد "

به ياد آوريم آياتي از قرآن كريم را كه پيامبر را به تهجد و بيداري در شب فرا مي خواند.

" يا ايها المزمل ، قم الليل الا قليلا نصفه اوانقص منه قليلا ( قرآن كريم مزمل آيات 1 الي 3)

اي رسولي كه در جامه خفته ايي، هان شب را به نماز وطاعت خدا بر خيز مگركمي، كه نصف يا چيزي كمتراز نصف باشد (به استراحت بپرداز) "

اين چه شگفتي است دربيداري شب كه خداوند ، حيببش را با دستور موكد ومستقيم بدان رهنمون مي سازد؟

" بدانك آب حيات اندرون تاريكيست چه ماهيي كه ره آب بسته ايي برخود؟...

درون كعبه شب يك نماز صد باشد زبهر خواب ندارد كسي چنين معبد"

اگر يك شب عادي ( غير از شب قدر) يك نمازرا در كعبه خود صد نمازكند، شب قدر كه از هزار ماه بهتر است چگونه است؟ در نظر داشته باشيم كه توصيفات خداوند با توصيفات آميخته با اغراق و تعارف ما بس متفاوت است. خداوند در قرآن كريم فرموده : "ليله القدر خير من الف شهر "( قدر،3) و پيش از آن متذكر شده است " وما ادرئك ما ليله القدر " (قدر،2)

ما را بر عظمت و شناسايي آن راهي نيست ، تنها مي توان درزير باران رحمت "ليله القدر" ايستاد تا برما ببارد و جانهايمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاك سازد." انزل من السماء مآء فسالت اوديه بقدرها ( خداوند آبي را از آسمان نازل كرد، پس جوي ها هر كدام به تناسب ظرفيت خود آب گرفته به حركت در آمدند( رعد،17) ... برحسب معناي باطن، مراد از باران هر رحمتي است كه از جانب خدا بر انسان فرود مي آيد ودر شريان هاي جانش قرار گرفته او را به حركتي هماهنگ با هستي درمي آورد ... )

از سوي ائمه اطهار و بزرگان دين شب زنده داري و احياء ليالي قدر بسيار سفارش شده است، آيا در اين شب ماهستيم كه بيداريم يا اين شب قدر است كه ما را بيدارنگه مي دارد؟ آيا دراين شب جسم بيدار، ما را به مقصود مي رساند يا آنكه بيداري جان بايد تا راه نمايان گردد؟

چشم سر را بايد بيدار داشت تا چشم جان بيداري و بينايي يابد ، دل از بندها برهد و پرده ها از ديده گان فرو افتد . آيا درتمام ليالي قدري كه ما سپري كرده ايم اين فرآيند ، اين بينايي برما حاصل شده است؟ و ما چه زيانكاريم اگر از شب قدر تنها بيداري چشم نصيبمان شود و راهي به وراي آن ، بر اقليم جان نيابيم.

مخسب اي يار مهمان دارامشب، كه تو روحي و ما بيمار امشب

برون كن خواب را ازچشم اسرار، كه تا پيدا شود ،اسرار امشب

اگرتو مشتريي ، گرد مه گرد به گرد گنبد دوار امشب...

ترا حق داد صيقل تا زدايي زهجرازرق زنگار امشب...

زهي كرو فرو اقبال بيدار كه حق بيدار و ما بيدارامشب

اگرچشمم بخسبد تا سحر گه زچشم خود شوم بيزار امشب"

مي گويند دراين شب قرآن از لوح محفوظ بربيت المعمور نازل شده است و پس از آن بر قلب پيامبر، مي گويند دراين شب سرنوشت تمام جهانيان بر قطب عالم امكان عرضه مي شود، مي گويند دراين شب فرشتگان نازل مي شوند و بر گرد امام عصر طواف مي كنند ، مي گويند دراين شب فرشتگان از كنار هيچ مومني عبور نمي كنند جزآنكه برا و سلام كنند ، مي گويند دراين شب سكينه و آرامش برتمام كائنات حكمفرماست ، مي گويند از شب تا به سحر، نعم والطاف خداوند است كه بربندگانش نازل مي شود...

و با اين همه ما از شب قدر چه مي دانيم كه چه بزرگ است ؟ خطاب " ما ادرئك " ماهستيم نه رسول الله كه او شهر علم است ، ولي بي گمان راه دانستن مسدود نيست .

اي خداجان را پذيرا كن ز رزق پاك خويش

بي ترديد ، دانستن ، فهميدن ، ايمان آوردن و چشم جان گشودن و دل صافي يافتن ، رزق هاي پاك خداوندند. اميد كه در شبي چنين بزرگ ازاين نعم بي بهره نمانيم.

چه مبارك سحري و چه فرخنده شبي

زمان سخن از واژه‏اي ‏بس عظيم وعزيز، واژه ‏گرانسنگى كه زبان عاجز از بيان ويژگيهاى آن است و قلم ناتوان از نوشتن آن رسيده است. پيرامون‏ شبى كه خداى تعالى آن را از هزار ماه والاتر و بالاتر خوانده‏اش؛ شبى كه درهاى ‏رحمت الهى درآن بازاست و شبى كه ...

شب قدر شب خداست كه درآن تمام ملائكه و افضل آنها روح به زمين مى‏آيند و با حضور در پيشگاه آقا امام زمان(عج) تمام امور را به حضرت تقديم مى‏دارند؛ اين شب، شب اتصال زمين به آسمان است و شب يافتن كليد هستى.

شب قدر، شبى است كه درآن تقدير خلق و اجتماع اندازه‏گيرى مى‏شود و با ارائه به ‏محضر مقدس حضرت مهدى(عج) صلاحيت آن امور تاييد و يا رد مى‏گردد.

" قدر" در لغت ‏به ‏معناى ارزش و مقدار مى‏باشد، تنها يك شب در طول سال قدر مى‏باشد. اگرهر شب، شب قدر بودى، شب قدر، بى‏قدر بودى .

شب قدر شبي است كه انسان قدرش را نمى‏داند مگر آنان كه قدرشناس همه خوبيها هستند .

شب قدر معادل هزار ماه و يا به عبارتى 84 سال مى‏باشد. اين ليله عزيز معادل‏ عمر يك انسان و بلكه بيشتر مى‏باشد . فضل اين شب به مراتب بيشتر ازعمر يك انسان است، حتى اگر در راه خدا و نيكى ‏به خلق صرف شده باشد.

خوشا آنان كه از حق برگرفتند از اين پس عشق را در برگرفتند

خوشا آنان كه در شام ‏شب قدر كتاب الله را بر سر گرفتند . كلمه «تنزل‏» در آيه 4 سوره قدر مى‏گويد: نزول ملائكه بر زمين با توجه به صيغه مضارع اين فعل‏ هم اكنون نيز ادامه دارد منتها اين نزول درهر دوران بر انسان كامل آن زمانه ‏است.

هر كس به اندازه قدر خويش اين شب را درك مى‏كند.

شب قدر شب عروج از فرش به عرش است، شب انتظار است، انتظار فرج مولا و كسى كه‏ قدر ندارد، قدر ندارد.

دراين شب فاصله زمين و آسمان به حداقل مى‏رسد و دعاى بندگان مستجاب مى‏شود و درهاى ‏غفران الهى به روى بندگان باز مى‏باشد.

چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى ‏آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند

در اين شب بايد روح را صفا داد و خود را آماده نمود براى درك سرنوشت ‏خوب، روزى حلال و حوادث دلپذير روحانى و معنوى.

شب قدر، شب تقدير پروردگار است و درعين حال شب تصميم‏ انسانهايى كه مى‏توانند دراين شب خود را آماده كنند براى تبعيت از اسلام عزيز وقرآن كريم.

شب قدر يعنى فاطمه سلام الله عليها كه هر كس او را بشناسد شب قدر را درك كرده است.

شب قدر، شب بريدن ازغير خدا و پيوستن به معبود است.

اميد است ‏با بازگو نمودن «نمى ‏از يم‏» ليلة القدر، بتوانيم زمينه را براى ‏استقبال از شب اتصال خالق و مخلوق، شب اشك و ندامت، ندامت از گذشته و شب اميد ورجا، اميد به عفو و كرم حضرت دوست آماده نماييم.

 

+ نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 14:37 |

سوره قدر مكى است و پنج آيه دارد

سوره قدر آيات 1 - 5

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ *

تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ * .

ترجمه آيات

به نام خداوند رحمان و رحيم.ما اين قرآن عظيم الشان را(كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم

و تو چه مى‏دانى شب قدر چيست؟

شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است

در اين شب فرشتگان و روح(يعنى جبرئيل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهى و سرنوشت‏خلق) نازل مى‏شوند

اين شب رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه

بيان آيات

اين سوره نزول قرآن در شب قدر را بيان مى‏كند، و آن شب را تعظيم نموده از هزار ماه بالاتر مى‏داند، چون در آن شب ملائكه و روح نازل مى‏شوند، و اين سوره، هم احتمال مكى بودن را دارد، و هم مى‏تواند مدنى باشد، و رواياتى كه درباره سبب نزول آن از امامان اهل بيت (عليهم السلام) و از ديگران رسيده خالى از تاييد مدنى بودن آن نيست، و آن رواياتى است كه دلالت دارد بر اينكه اين سوره بعد از خوابى بود كه رسول خدا(ص)ديد، و آن خواب اين بود كه ديد بنى اميه بر منبر او بالا مى‏روند، و سخت اندوهناك شد، و خداى تعالى براى تسليتش اين سوره را نازل كرد(و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه حكومت‏بنى اميه است.

"انا انزلناه فى ليلة القدر"

ضمير در"انزلناه"به قرآن برمى‏گردد، و ظاهرش اين است كه: مى‏خواهد بفرمايد همه قرآن را در شب قدر نازل كرده، نه بعضى از آيات آن را، مؤيدش هم اين است كه تعبير به انزال كرده، كه ظاهر در اعتبار يكپارچگى است، نه تنزيل كه ظاهر در نازل كردن تدريجى است.

و در معناى آيه مورد بحث آيه زير است كه مى‏فرمايد: "و الكتاب المبين انا انزلناه فى ليلة مباركة" ، كه صريحا فرموده همه كتاب را در آن شب نازل كرده، چون ظاهرش اين است كه نخست‏سوگند به همه كتاب خورده، بعد فرموده اين كتاب را كه به حرمتش سوگند خورديم، در يك شب و يكپارچه نازل كرديم.

پس مدلول آيات اين مى‏شود كه قرآن كريم دو جور نازل شده، يكى يكپارچه در يك شب معين، و يكى هم به تدريج در طول بيست و سه سال نبوت كه آيه شريفه"و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مكث و نزلناه تنزيلا"  ، نزول تدريجى آن را بيان مى‏كند، و همچنين آيه زير كه مى‏فرمايد: "و قال الذين كفروا لو لا نزل عليه القرآن جملة واحدة كذلك لنثبت‏به فؤادك و رتلناه ترتيلا"

و بنا بر اين، ديگر نبايد به گفته بعضى اعتنا كرد كه گفته‏اند: معناى آيه"انزلناه" اين است كه شروع به انزال آن كرديم، و منظور از انزال هم انزال چند آيه از قرآن است، كه در آن شب يكباره نازل شد نه همه آن.

و در كلام خداى تعالى آيه‏اى كه بيان كند ليله مذكور چه شبى بوده ديده نمى‏شود بجز آيه"شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن" (5) كه مى‏فرمايد: قرآن يكپارچه در ماه رمضان نازل شده، و با انضمام آن به آيه مورد بحث معلوم مى‏شود شب قدر يكى از شبهاى ماه رمضان است، و اما اينكه كداميك از شب‏هاى آن است در قرآن چيزى كه بر آن دلالت كند نيامده، تنها از اخبار استفاده مى‏شود، كه ان شاء الله در بحث روايتى آينده بعضى از آنها از نظر خواننده مى‏گذرد.

در اين سوره آن شبى كه قرآن نازل شده را شب قدر ناميده، و ظاهرا مراد از قدر تقدير و اندازه‏گيرى است، پس شب قدر شب اندازه‏گيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يك سال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى‏كند، زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چيزهايى ديگر از اين قبيل را مقدر مى‏سازد، آيه سوره دخان هم كه در وصف شب قدر است‏بر اين معنا دلالت دارد: "فيها يفرق كل امر حكيم امرا من عندنا انا كنا مرسلين رحمة من ربك" ، چون"فرق"، به معناى جدا سازى و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است، و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه‏اى كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه‏گيرى مشخص سازند.

و از اين استفاده مى‏شود كه شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و آن سالى كه قرآن در آن شبش نازل شد نيست، بلكه با تكرر سنوات، آن شب هم مكرر مى‏شود، پس در هر ماه رمضان از هر سال قمرى شب قدرى هست، كه در آن شب امور سال آينده تا شب قدر سال بعد اندازه گيرى و مقدر مى‏شود.

براى اينكه اين فرض امكان دارد كه در يكى از شبهاى قدر چهارده قرن گذشته قرآن يكپارچه نازل شده باشد، ولى اين فرض معنا ندارد كه در آن شب حوادث تمامى قرون گذشته و آينده تعيين گردد. علاوه بر اين، كلمه"يفرق"به خاطر اينكه فعل مضارع است استمرار را مى‏رساند، در سوره مورد بحث هم كه فرموده: "شب قدر از هزار ماه بهتر است"و نيز فرموده: "ملائكه در آن شب نازل مى‏شوند"مؤيد اين معنا است.

پس وجهى براى تفسير زير نيست كه بعضى كرده و گفته‏اند: شب قدر در تمام دهر فقط يك شب بود، و آن شبى بود كه قرآن در آن نازل گرديد، و ديگر تكرار نمى‏شود.و همچنين تفسير ديگرى كه بعضى كرده و گفته‏اند: تا رسول خدا(ص) زنده بود شب قدر در هر سال تكرار مى‏شد، و بعد از رحلت آن جناب خدا شب قدر را هم از بين برد.و نيز سخن آن مفسر  ديگر كه گفته: شب قدر تنها يك شب معين در تمام سال است نه در ماه رمضان.و نيز سخن آن مفسر  ديگر كه گفته: شب قدر شبى است در تمام سال، ولى در هر سال يك شب نامعلومى است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده در سال‏هاى ديگر در ماههاى ديگر، مثلا شعبان يا ذى القعده واقع مى‏شود، هيچ يك از اين اقوال درست نيست.

بعضى  ديگر گفته‏اند: كلمه"قدر"به معناى منزلت است، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامى بوده كه به مقام و منزلت آن شب داشته، و يا عنايتى كه به عبادت متعبدين در آن شب داشته.

بعضى  ديگر گفته‏اند: كلمه"قدر"به معناى ضيق و تنگى است، و شب قدر را بدان جهت قدر خوانده‏اند كه زمين با نزول ملائكه تنگ مى‏گردد.و اين دو وجه به طورى كه ملاحظه مى‏كنيد چنگى به دل نمى‏زند.

پس حاصل آيات مورد بحث‏به طورى كه ملاحظه كرديد اين شد كه شب قدر بعينه يكى از شبهاى ماه مبارك رمضان از هر سال است، و در هر سال در آن شب همه امور احكام مى‏شود، البته منظورمان" احكام"از جهت اندازه‏گيرى است، خواهيد گفت پس هيچ امرى از آن صورت كه در شب قدر تقدير شده باشد در جاى خودش با هيچ عاملى دگرگون نمى‏شود؟ در پاسخ مى‏گوييم: نه، هيچ منافاتى ندارد كه در شب قدر مقدر بشود ولى در ظرف تحققش طورى ديگر محقق شود، چون كيفيت موجود شدن مقدر، امرى است، و دگرگونى در تقدير، امرى ديگر است، همچنان كه هيچ منافاتى ندارد كه حوادث در لوح محفوظ معين شده باشد، ولى مشيت الهى آن را تغيير دهد، همچنان كه در قرآن كريم آمده: " يمحوا الله ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب"

علاوه بر اين، استحكام امور به حسب تحققش مراتبى دارد، بعضى از امور شرايط تحققش موجود است، و بعضى‏ها ناقص است، و احتمال دارد كه در شب قدر بعضى از مراتب احكام تقدير بشود، و بعضى ديگرش به وقت ديگر موكول گردد، اما آنچه از روايات بر مى‏آيد و به زودى رواياتش از نظر خواننده خواهد گذشت‏با اين وجه سازگار نيست.

"و ما ادريك ما ليلة القدر"

اين جمله كنايه است از جلالت قدر آن شب و عظمت منزلتش، چون با اينكه ممكن بود در نوبت دوم ضمير ليلة القدر را بياورد، خود آن را تكرار كرد.واضح‏تر بگويم، با اينكه مى‏توانست‏بفرمايد: "و ما ادريك ما هى، هى خير من الف شهر"براى بار دوم و بار سوم خود كلمه را آورد و فرمود: "و ما ادريك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر".

"ليلة القدر خير من الف شهر"

اين جمله به طور اجمال آنچه را كه در جمله"و ما ادريك ما ليلة القدر"بدان اشاره شده بود، يعنى عظمت آن شب را بيان مى‏كند، و مى‏فرمايد: بدين جهت گفتيم آن شب مقامى ارجمند دارد كه از هزار شب بهتر است.

و منظور از بهتر بودنش از هزار شب به طورى كه مفسرين تفسير كرده‏اند بهتر بودنش از حيث فضيلت عبادت است، و مناسب با غرض قرآن هم همين معنا است، چون همه عنايت قرآن در اين است كه مردم را به سوى خدا نزديك، و به وسيله عبادت زنده كند، و زنده‏دارى آن شب با عبادت بهتر است از عبادت هزار شب.و ممكن است همين معنا را از آيه سوره دخان نيز استفاده كرد، چون در آنجا شب قدر را پر بركت‏خوانده، و فرموده: "انا انزلناه فى ليلة مباركة" .البته در اين ميان معناى ديگرى نيز هست، كه ان شاء الله در بحث روايتى آينده خواهد آمد.

"تنزل الملئكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر"